من، ديگر از كشتن كسي از بندگان خدا إبا (خود داري) نمي كنيد به خدا قسم من اميد وارم خداوند با شهادت مرا گرامي دارد و شمارا خوار كند سپس انتقام مرا به طوري كه خود نمي فهميد از شما خواهد گرفت.
فصاح به الحصين ابن مالك السكوني فقال: يابن فاطمة بما ذا ينتقم لك منّا! قال: يلقي بأسكم بينكم و يسفك دمائكم، ثمّ يصبّ عليكم العذاب الأليم حصين بن مالك سكوني صدا زد اي فرزند فاطمة! باچه چيزي، انتقام ترا از مامي گيرد!؟ فرمود: شمارا به همديگر مشغول مي كند كه خون همديگر را بريزيد سپس عذاب خود را بر شما مي ريزد «1»
4- عمرو بن حجاج
4- عمرو بن حجاج در گرما گرم جنگ عمرو بن حجاج به يارانش مي گفت: قاتلوا من مرق عن الدّين و فارق الجماعة! فصاح الحسين: ويحك يا حجاج أعليّ تحرّض النّاس! أنحن مرقنا من الدّين و أنت تقيم عليه ستعلمون اذا فارقت أرواحنا أجسادنا من أولي بصلي النّار (اي مردم) با كسي كه دين را انداخته (از دين بيرون رفته) و از جامعه جدا شده است، بجنگيد! امام به او ندا در داد: واي بر تو اي حجاج آيا تو مردم را به كشتن ما تشويق مي كني!؟ آيا ما از دين بيرون رفته ايم و تو بر آن استوار ماندي!؟ به زودي، هنگامي كه روح از بدنهاي ما جدا شد آنوقت است كه مي دانيد كهِ به آتش رفتن شايسته است؟! «2» 0
فقال الحسين يابن الحجاج أعليّ تحرّض النّاس؟ أنحن مرقنا عن الدّين و أنتم ثبتتّم عليه؟ و اللّه لتعلمنّ أيّنا المارق عن الدّين، ومن هو أولي بصلي النّار (تقريباً به