از مباهله تا عاشورا صفحه 423

صفحه 423

معناي بالا است) «1»

5- مردي‌

5- مردي امام عليه السلام از لشكر آب مي خواست و شمر كلمات جسارت آميزي بر زبان نحسش مي آورد مردي (از ميان لشكر پا پيش گذاشت و) گفت: ألا تري إلي الفرات يا حسين كأنّه بطون الحيّات، و اللّه لا تذوقه أو تموت عطشاً،! فقال الحسين عليه السلام اللّهمّ أمته عطشاً اي حسين آيا فرات را نمي بيني مثل شكم ماهي است، به خدا قسم آن را نمي چشي تا تشنه جان دهي! (امام سربه سوي آسمان گرفت و) گفت: خدايا او را تشنه بميران (راوي گويد:) به خدا سوگند پس از (نفرين امام) اين مرد هي فرياد مي كشيد، برايم آب دهيد، آب مي آوردند و مي نوشيد سيراب نمي شد، باز فرياد مي كرد تشنگي مرا كشت! آن قدر آب مي خورد تا از دهانش بيرون مي ريخت و با اين وضع به هلاكت رسيد «2».

در حالي كه امام زخم زيادي برداشته بود آب خواست، از سيراب كردنش إبا كردند مرد (ديگري) گفت: لا تذوقه حتّي ترد الحامية فتشرب من حميمها!، آب را نمي چكشي تا وارد جهنم شده از حميم آن سيراب شوي! امام فرمود: من به حامية وارد شوم (سخت در اشتباهي) من به خانه جدم وارد شده و با او در پيشگاه پادشاه مقتدر در جايگاه راستگويان، قرار خواهم گرفت، وكارها (ستمهائي كه) در باره من انجام داديد شكايت مي كنم. «3

6- تميم‌

6- تميم مردي به نام تميم بن حصين فزاري از ميان قشون بيرون آمد و ندا در داد يا حسين و يا أصحاب الحسين أما ترون إلي ماء الفرات يلوح كأنّه بطون الحيتان و اللّه لا ذقتم منه قطرة حتّي تذوقوا الموت جزعاً اي حسين و اي ياران حسين آيا نمي بينيد آب فرات مانند زير شكم ماهيها جريان دارد به خدا قسم از آن نمي چشيد تا با ناله و زاري بميريد، امام پرسيد اين كيست؟ جواب دادند تميم پسر حصين فزاري است فرمود: اين و پدرش از اهل آتش اند (جهنمي اند) خدايا او را امروز تشنه بميران راوي گويد: تشنگي او را خفه كرد و از اسبش افتاد، اسبهاي لشكريان با سمهايشان او را كوبيدند تامُرد. «1

7- ابن جويرية

7- ابن جويرية مردي به نام ابن جويره مزني پيش آمد و ديد با امر امام اطراف خيمه ها خندق كنده و هيزم ريخته و آتش زده اند تا جنگ از يك طرف باشد، صدا زد اي حسين و ياران حسين أبشرو بالنّار فقد تعجّلتموها في الدّنيا! فقال الحسين عليها السلام من الرّجل؟ فقيل ابن جويرية المزني فقال الحسين اللّهمّ أذقه عذاب النّار في الدّنيا فنفر به فرسه و ألقاه قي تلك النّار فاحترق مژده باد برايتان آتش! پيش از آخرت در دنيا بر آن شتاب كرده‌ايد حضرت پرسيد اين مرد كيست؟ گفتند: ابن جويريه مزني است! گفت خدايا مزه آتش را در دنيا به او بچشان، اسبش رم كرد و او را به همان آتشِ گودال، انداخت و سوخت «2»

8- گروهي‌

8- گروهي پس از اتمام حجت در روز عاشورا كه همگي گفتار امام را تصديق كردند، در نهايت حضرت فرمود: فبم تسحلّون دمي وأبي الذائد عن الحوض غداً يذود عنه رجالًا كما يذاد البعير الصّادر عن الماء، و لواء الحمد في يدَيِ جديّ يوم القيامة، قالوا علمنا ذالك كلّه و نحن غير تاركيك حتّي تذوق الموت عطشاً پس براي چه ريختن خون مرا حلال ميدانيد؟! در حالي كه پدر من فردا مرداني را از حوض كوثر مي راند مانند رانده شدن شتر از آب و پرچم حمد، روز قيامت در دو دست پدر بزرگم خواهد بود، گفتند: همه اينها را دانستيم اما از تو دست بردار نيستيم تا تشنه لب مزه مرگ را بچشي (شربت مرگ رابنوشي). «1

9- عبداللّه بن حصين ازدي‌

9- عبداللّه بن حصين ازدي صدا زد اي حسين آيا به آب نگاه نمي كني مانند كبد آسمان مي غلتد! واللّه لا تذوقون منه قطرة واحدة حتيّ تموتوا عطشاً به خدا قسم قطره اي از آن نمي چشيد تاهمگي تشنه لب بميريد! «2

10- سنان بن انس‌

10- سنان بن انس سنان از اسب فرود آمد و شمشير بر حلقوم شريفش زد و گفت: و اللّه إنّي لأجتزّ رأسك و أعلم أنّك ابن رسول اللّه و خير النّاس أمّاً و أباً، فاجتزّ رأسه المقدّس المعظّم صلّي اللّه عليه و سلّم وكرّم. به خدا قسم! من سر تو را جدا مي‌كنم و مي‌دانم تو

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه