از مباهله تا عاشورا صفحه 439

صفحه 439

فرزند دختر پيغمرتان هستم؟! به خدا قسم در ميان مغرب و مشرق و در ميان شما غير از من فرزند پيغمبري وجود ندارد، واي بر شما آيا مرا به خاطر خون كسي را كه از شما كشته ام، مي خواهيد بكشيد؟! يا مالي از شما برباد داده ام و يا حق قصاصي را از من مطالبه مي نماييد!؟ هيچ كس در پاسخ امام، حرفي نزد؛

امام ندا در داد اي شبث بن ربعي و اي حجار بن ابجر و اي قيس بن اشعث اي يزيد بن حارث آيا شما ننوشته بوديد كه باغات ما در حال بار دادن و به ثمر رسيدن است، پس بيا به سوي لشكري كه آماده اجراي فرمان شماست؟ قيس بن اشعث گفت: ما نمي دانيم تو چه مي گوئي (اگر مي خواهي سالم بماني) بر حكم پسر عمويت (يزيد) گردن نِه آنها آنطور كه دوست داري با تو مدا را مي كنند!. حضرت فرمود: لا و اللّه لا أعطيكم بيدي إعطاء الذّليل، و لا أُقِرُّ لكم إقرار العبيد نه به خدا قسم مانند ذليلان بر شما دست نمي دهم، و مانند بردگان اقرار بر بندگي نمي كنم! سپس ندا در داد اي بندگان خدا من به خدا پناه مي برم كه مرا سنگسار نماييد، و بر خداي خودم و خداي شما پناه مي برم از تمامي متكبر و ستم پيشه.

سپس شتر خود را خواباند و به عقبة بن سمعان دستور داد آن را ببندد. لشكريان با ازدحام به سوي امام حركت كردند. «1

3- تكيه به شمشير

3- تكيه به شمشير ثمّ وثب الحسين متوكّئاً علي سيفه، فنادي بأعلا صوته،

فقال أنشدكم اللّه هل تعرفوني؟ قالوا: نعم أنت ابن بنت رسول اللّه صلي الله عليه و آله وسبطه،

قال: أنشدكم اللّه هل تعلمون أنّ جدّي رسول اللّه صلي الله عليه و آله؟ قالوا: أللّهمّ نعم،

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه