از مباهله تا عاشورا صفحه 444

صفحه 444

شهادت يك قهوه چي شهر طائف به نام ابي مريم سلّولي كه خود تعليم داده بود، او را برادر خود و پسر ابي سفيان قرار داد، همچون ناكساني را برما ترجيح داديد و بيعت مارا شكستيد)

چه بد است اين كارهاي آنها كه با دست خود آماده كرده‌اند و با اين عمل ناشايست خود خداوند بر آنها غضب كرد و در عذاب دائمي خواهند بود (و خواهند سوخت آيا به اين جور آدمها كمك مي‌كنيد؟! و از ما دست بر مي‌داريد؟ بلي به خدا قسم بيوفائي در ميان شما رايج است! و بر آن، ريشه‌هاي شما محكم شده و رگهاي شما پيوند يافته است پس در اثر اين كارها درختي بد منظر، و لقمه هر غاصبي هستيد، لعنت خدا بر ستمگران و بيعت شكنان آنانكه سوگنهاي محكم خود را شكستند، در حالي كه خدا را در هر حال كفيل خود قرار داده بوديد (يعني در هنگام بيعت هم قسم ياد كرديد و هم خدا را شاهد گرفتيد كه بر ما خيانت نكنيد، امّا چه زود اين سوگندها و كفالت الهي را فراموش كرده واز ياد برديد)

آگاه باشيد! چسبيده شده و پسر چسبيده شده ناحق (يعني عبيداللّه بن زياد) مرا در ميان (دو دندان تيز) شمشير كشي (و عزّت)، و خواري و ذلّت (يعني بيعت) قرار داده است و ابداً به اين آرزو نخواهد رسيد كه از من بيعت گيرد، هيهات از من ذلت و خواري؛

چون خداوند ذلت را بر رسول و مؤمنين و برنياكان پاك و دامنهاي پاكيزه إباكرده است (حرام نموده است) كه مردن با خفت و پيروي از لئيمان را بر شهيد شدن با عزت، ترجيح داده (و مقدم بداريم)؛

آگاه شويد من با اين گروه همخون و اصحاب وفادار، و با كمي نفرات، و زيادي دشمن و بيوفائي يارانشان خواهم جنگيد. سپس امام به‌اين شعرفروةبن مسيك مرادي كه در روز پيكار با قبيله همدان سروده است، تمثل جست

اگر دشمن را گريزانديم از قديم اين كاره بوديم و اگر شكست خورديم براي ما جاي

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه