از مباهله تا عاشورا صفحه 447

صفحه 447

مي‌فرمايد: قطره‌اي از آن به زمين فرود نيامد «1».

در اين باره حجّة بن الحسن عليه السلام مي‌فرمايد: السّلام علي عبداللّه الرّضيع المرمي الصريع المتشحط دماً والمصعد بدمه الي السّماء المذبوح بالسّهم في حجر أبيه، لعن اللّه راميه حرملة بن كاهل الأسدي وذويه سلام بر عبداللّه شير خوار با تير پرتاب شده افتاد و برخون خود غلتيد، و خونش به آسمان رفت بوسيله تير در دامن پدرش ذبح گرديد.

از رحمت خدا دور باد تيرانداز او حر ملة بن كاهل اسدي و همدستانش. «2

3- خون امام عليه السلام‌

3- خون امام عليه السلام هنگامي كه از جنگ ناتوان شد، ايستاد تا كمي استراحت نمايد مردي سنگي را به پيشاني مباركش زد، خون سرازير شد لباسش را گرفت، تا خون را از چشمش تميز كند تيري سه شعبة آمد و بر قلبش نشست و گفت: بسم اللّه و باللّه و علي ملّة رسول اللّه پس سرش را به آسمان بلند كرد و گفت: خدايا تو ميداني آنها مردي را مي‌كشند كه در روي زمين فرزند پيغمبري غير از او وجود ندارد.

سپس تير را از پشت در آورد و خون مانند ناودان مي‌ريخت «3» و دستهارا زيرزخم

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه