از مباهله تا عاشورا صفحه 450

صفحه 450

يا: أهل آسمان و زمين براي مؤمنان و مقربان درگاه خداوند، مي‌گريند؛

يا: گريه آسمان و زمين يك گريه حقيقي است كه به صورت نوعي دگر گوني و سرخي مخصوص (علاوه بر سرخي هميشگي به هنگام طلوع و غروب)، خود نمائي مي‌كند.

و گريه نكردن آسمان و زمين، بر نقطه مقابل آنها ممكن است كنايه از حقارت و كم أرزش بودن وجود آنان باشد چون در مرگ «تبهكاران» نه چشم فلك گريان، و ني خاطر خورشيد «پژمان» مي‌گردد در واقع آنها موجودات خبيثي بودند كه گوئي هيچ ارتباطي با عالم هستي و جهان بشريت نداشته اند، هنگامي كه اين بيگانگان، از عالم هستي در گذشتند، كسي جاي خالي آنها را، احساس نكرد نه در صحنه زمين نه بر پهنه آسمان، و نه در أعماق دل انسانها، و به همين دليل هيچ موجودي قطره اشكي بر مرگ آنها فرو نريخت و گريبان چاك نكرد.

اما در باره نخبگان جهان بشريت مي‌بينيم پس از گذشت قرنها و ساليان دراز، نه تنها فراموش نشده‌اند بلكه روز به روز در دلها و أعماق قلبهاي توده مردم جا باز كرده، هميشه زنده مانده‌اند.

حالا به نمونه هائي از تحولات كيهاني و جهاني درمورد پس از شهادت سالار شهيدان حسين بن علي 8 توجه فرمائيد.

در روايتي مي‌خوانيم: لمّا قتل الحسين بن علي بن أبي طالب عليه السلام بكت السّماء عليه و بكائها حمرة أطرافها «هنگامي كه حسين بن علي 7 شهيد شد آسمان و زمين بر او گريه كرد، و گريه او سرخي مخصوصي بود كه در اطراف آسمانها نمايان شد «1»

قال أبوعبد اللّه عليه السلام: يا زرارة إنّ السّماء بكت علي الحسين أربعين صباحاً بالدّم و إنّ الأرض بكت أربعين صباحاً بالسّواد و إنّ الشّمس بكت أربعين صباحاً بالكسوف و

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه