از مباهله تا عاشورا صفحه 462

صفحه 462

و شكستند!.

نوشته‌اند: اين ده نفر به كوفه آمدند ودرِابن زياد ايستادند، اسيد بن مالك گفت:

نحن رضضناالصّدر بعد الظّهر بكلّ يعبوب شديد الأسر ابن زياد گفت: شما كيستيد؟ گفتند ما لگد كوب كنندگان حسين با اسبانمان هستيم كه قفسه‌هاي سينه‌اش را خرد كرديم. دستور داد به آنها جايزه ناچيزي دادند.

أبوعمرو زاهد گويد: ما بررسي كرديم هر ده نفر اينها از اولاد زنا بودند. همه شان را مختار دستگير كرد پاها و دستهايشان را با زنجيرهاي آهنين بستند و آن قدر به روي بدنهاي نحسشان اسب دوانيدند تا همگي هلاك شدند. «1»

علامه مجلسي رضي الله عنه گويد: آنچه من به آن اعتماد دارم، آن طور در كتاب كافي روايت شده است، كار (اسب دواني) براي اينها ميسّر نشد «2

«ظلم ستيزان»

«ظلم ستيزان» جريانها در اين مقاطع، خاتمه پيدا نكرد، بلكه افشاگريها و اطلاع رساني‌هاي، تازه شروع شده است؛ از طرفي عربده كشان بني أمية، عربده مي‌كشند و از سوي ديگر صداي حق نشان أمّ المصائب (زينب عليها السلام) با جملات ويلكم ياأهل الكوفة أيّ كبد لرسول اللّه فريتم الخ صداي آنها راخفه كرده و با اطلاع رسانيهاي خود بمبارانشان مي‌كند؛

ابن زياد با گفتن كلمات درد آور خود كيف رأيتم صنع اللّه فيكم عقده خود را خالي مي‌كند أما از آن سوي مجلس صداي كوبنده امام زين العابدين عليه السلام بلند مي‌شود

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه