از مباهله تا عاشورا صفحه 463

صفحه 463

ويلك يابن مرجانة إلي كم تهتك عمّتي و او را در يك چشم به زدن زمين گيرش مي‌كند،

فرمان قتل صادر مي‌شود، جلّادان حضور يافته امام را به قتلگاه مي‌كشند اما زينب به دفاع بر مي‌خيزد امام با جمله (أسكتي ياعمّة حتّي أكلّمه) رو به پسر مرجانه فرمود:

أبالقتل تهدّدني يابن زياد أما علمت أنّ القتل لنا عادة، و كرامتنا الشّهادة او را خلع سلاح مي‌كند.

بدينگونه اين كاروان بي پناهان پيش مي‌روند و شهرها را زير پا مي‌گذارند تا به دروازه شام مي‌رسند در اين مسير دور، خيلي از كارها از اين كاروانيان به منصه ظهور مي‌رسد كه از ترسايان ديرها گرفته تا جوانان شهر سيبور به مقام دفاع از اينها بر مي‌خيزند.

سه روز در دروازه شهر دمشق پايتخت يزيد، نگهميدارند تا نصب برليانهاي تاج يزيد به پايان برسد؛

آري تاج ستم تكميل مي‌شود و اجازه ورود قافله اسيران صادر مي‌شود از دروازه تا قصر استبداد، راه طولاني و ازدحام جمعيت زياد، در طول اين مسير چها پيش آمد و شاميان با چه وسائلي، از ميهمانان خود پذيرائي كردند، تاريخ به ما بازگو كرده است فقط يك زحمت كوچك مي‌خواهد كه به كتب مقاتل و تاريخ مراجعه نمائيد اما آنچه گفتن آن براي من مهم است اين است كه در اولين ورود، يزيد با كاروان كربلا درشتي كرده و برخورد زننده داشت كه شايد بتواند با شكستن روحيه اينها، به سفراي كشورهاي مختلف كه به قصر دعوت شده بودند، قدرت اهريمني خود را نشان دهد اماناگهان صداي كوبنده علي عليه السلام از حلقوم شير خوار پستان وحي (زينب عليها السلام) بلند ميشود:

أمن العدل يابن الطّلقاء تخديرك حرائرك و إمائك، و سوقك بنات رسول اللّه سبايا، قد هتكت سترهنّ و أبديت وجوههنّ تحدوا بهنّ الأعداء من بلد إلي بلد و يستشرفهنّ أهل

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه