از مباهله تا عاشورا صفحه 465

صفحه 465

روايت. «1» رضيعة الوحي با اين خطبه و سخنراني علي وار و كلمات آتشين خود، غرور و منيّت يزيد را در هم كوبيد و با خاك يكسانش نمود.

در نهايت يزيد تصميم گرفت شكست اين مجلس را جبران نمايد بنا براين دستور داد، روز جمعه تمامي مرد و زن پايتخت در مسجد أعظم دمشق براي نماز جمعه و استماع خبرهاي مهم حضور يابند. مردم كه در در روزهاي بحراني آن روزها، تشنه شنيدن أخبار جديد بودند، همگي به مسجد هجوم آوردند، يزيد كه قبلًا امام سجاد عليها السلام را در مجلس حاضر كرده بود، به سخنگو و خطيب مخصوص دربار دستور داد به منبر رفته هرچه مي‌تواند علي و آل علي را خرد نموده و آل ابي سفيان را بزرگ نمايد؛ هدف يزيد تحقير حضوري «امام سجّاد» عليه السلام و شكستن روحيه او و همراهانش بود؛ ولي فرزند «عليّ المرتضي» عليه السلام با اجازه اكراه آميز يزيد در عرشه منبر استقرار يافته، با كلمات شرر بار به خواندن خطبه، شروع كرد: ألحمد للّه الّذي لا بداية له، و الداّئم الّذي لا نفاد له، والأوّل الّذي لا أوّل لأوّليّته و الاخر الّذي لا مؤخّر لاخريّته، والباقي بعد فناء الخلق، قدّر اللّيالي و الأيّام و قسّم فيما بنهم الأقسام فتبارك اللّه الملك العلَّام

(أيّهاالنّاس من عرفني فقد عرفني و من لم يعرفني أنبأته بحسبي و نسبي، أنابن مكّة و منا، أنابن زمزم و صفاء تارسيد أنا بن من ضرب بين يدي رسول اللّه بسيفين و طعن برمحين و هاجرالهجرتين و بايع البيعتين و قاتل ببدر و حنين، أنابن صالح المؤمنين و وارث النّبيّن و يعسوب الدّين و نور المجاهدين و تاج البكّائين و أصبر الصّابرين و

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه