از مباهله تا عاشورا صفحه 490

صفحه 490

اگرچه بافقر و نداري زندگي كرده باشند چون اصالت با ماديات، حسابش جداست ولي از زوج بد اصل و بد نهاد، معاويه‌ها و عمرو بن عاص‌ها و مغيره‌ها و هيتلرها و موسوليني‌ها و تيمورها و چنگيزها و بخت نصرها و فرعون و شداد و نمرود ها وو ..

به جامعه تحويل داده مي‌شود، چون از ريشه، صهّاك ها و زرقاها و ميسونها و مرجانه‌ها و بالأخرة از هند أكلة الأكباد ها، نبايد بيش از اين انتظارداشت

«فاتح نجيب»

«فاتح نجيب» مردي از خانواده نجابت و اصالت، در سال دهم هجرت، فاتحانه و پيروزمندانه، شهر را تسخير نمود و باقهر و غلبه وارد شهري شد، كه زن و مرد آن شهر، او را 13 سال تمام همه گونه، آزار و اذيت و شكنجه و تكذيب و افتراهاي ساحر و كذّاب و جادوگري) را، در باره او روا داشته و به اجرا در آورده بودند، و نهايتاًبه جائي رسانده بودند كه شبانه از آن شهر فرار كرده و خود را به يثرب رسانده و از دسترس آنها خارج ساخته بود.

حالا همين مرد بعد از ده سال، با آرتش منظم و جنگجو، وارد شهر شده و قدرت دفاعي را از آنان گرفته و همه را در مركز شهر (بيت اللّه الحرام) گرد آورده و خود در بالاي بلندي قرار گرفته و به مكانهائي تماشا مي‌كند كه پيش از بيست سال تمام، در همان مكانها حد أقل سه سال تمام، فقط بايك زن «خديجه» و بايك نوجوان «علي» باترس و لرز نماز گذارده و مناجات كرده و سنگها بر جبين و توهينهاي نا روا، شنيده بود، حالا با همانها روبرو ايستاده و نيروي نظامي اش همه را محاصره كرده و نگين وار، در ميان گرفته‌اند، رنگها پريده و قيافه‌ها آشفته و هيكلها قدرت ايستادن را ازدست داده و انتظار مي‌كشند، از حلقوم فرمانده فاتح، يك جمله فقط يك جمله، فرمان أقتلوهم جميعاً، صادر و همگي قتل عام و به خاك و خون كشيده شوند، چون

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه