از مباهله تا عاشورا صفحه 57

صفحه 57

دستور العمل خود قرار داده (به اجرا در آورند) نزديك بود كه از همديگر جدا شده متفرّق شوند؛ ناگاه از ميان ايشان شخصي از قبيله ربيعة بن نزار از فرزندان قيس بن ثعلبة به نام حارثة بن اثال به پا خاست او در دين حضرت عيسي عليه السلام بود رو به سوي جهير كرد و گفت

سخنان حارثة بن اثال»

سخنان حارثة بن اثال» متي ما تُقد بالباطل الحق بابه وان قدّت‌بالحق الرّواسي تنقد

اذا ما أتيت الأمر من غير بابه ضللت و إن تقصد إلي الباب تهتد كي دَرِ حق باباطل تكه پاره شده* اگر باحق كوهها بريده شود، قطعه قطعه مي‌شود

اگر به كاري از راهش وارد نشوي* گمراه مي شوي و اگر از راهش وارد شوي هدايت مي‌يابي؛ يعني كارهارا بايد از مسير صحيحش انجام داد والّا با هيا و هو و تحريك احساسات، ره به جائي نتوان برد؛

پس رو كرد به سوي سيد و عاقب و علماء و عبّاد نصاري و سائر نجرانيها كه كس ديگر آنجا نبود و گفت:

اي فرزندان علم و حكمت و اي باقيماندگان حاملان حجّت، گوش دهيد و سخن بشنويد به خدا قسم سعادتمند كسيست كه نصيحت گوش كند و از سخن حق رو نگرداند من شمارا از خدا مي ترسانم و سخنان حضرت عيسي را به ياد شما مي آورم؛ سپس وصيّت حضرت عيسي و نصّ او را بر وصيّ خود شمعون بن يوحنّا شرح داد و آنچه را كه از وقوع افتراق در أمت او پيش خواهد آمد، بيان كرد.

پس گفت: كه حق سبحانه و تعالي به عيسي عليه السلام وحي كرد كه اي پسر كنيزك من بگير اين كتاب مرا با قوّت تمام و آن را به اهل سوريا، بازبان خودشان تفسير كن و به آنها خبر ده كه، منم خدائي كه جز من خدائي وجود ندارد؛ منم زنده كه هرگز نمي ميرم، منم قائم بذات خود منم خدائي كه عالميان را بي مادة و اصل، از عدم به وجود

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه