از مباهله تا عاشورا صفحه 59

صفحه 59

است؛ بسيار سخني كه در آخر بلاي گوينده آن است، دلها از آشكار نمودن أسرار و حكمتهاي نهفتة، متنفّر است؛ از نفرت دلها بترس! هر چيزي را اهليست (هر سخن جائي و هرنكته مقامي دارد) آنها را نزد محرمان راز بايد گفت، سخني بايد گفت كه مايه رستگاري و نجات شود، به كسي ضرر نرساند (و سبب گرفتاري و تفرقة أفكني) نباشد؛ من آنچه شرط نصيحت بود با تو گفتم (خواه پند گير وياملال) ديگر سخن نگو و خاموش باش (كه جان خود را به مفت از دست مي دهي). بلا فاصله سيد براي تأييد سخنان عاقب، رشته سخن را به دست گرفت و گفت

«سخنان سيد»

«سخنان سيد» اي حارثة من هميشه ترا بزرگ و فاضل مي دانستم عقل خردمندان به سوي تو مايل بود مبادا لجاجت كني و مردم را به جاي آب به سراب بكشاني، اگر جز تو ديگري اين حرفها را ميزد معذور بود امّا تو معذور نيستي اگر أبو واثلة (عاقب) با تو به درشتي حرف زد تقصيري ندارد؛ او همه كاره و پيشواي ماست، اگر عتابي كرد بپذير؛ و بدانكه پيشواي قريش محمّد صلي الله عليه و آله (مدعي رسالت را) بقاي زيادي نخواهد بود، در اندك زماني منقطع خواهد شد پس از او، قرني خواهد آمد و در آخر آن قرن پيغمبري باحكمت و بيان و با شمشير، برانگيخته مي شود كه پادشاهي و ملك او و أمّتش، شرق و غرب عالم را فرامي گيرد و از نسل او پادشاهي خواهد بود «1» كه بر همه پادشاهان روي زمين غالب و پيروانان همه أديان به او گرايش پيدا خواهند كرد سلطنت او هرچه را كه شب و روز فرا مي گيرد فرا خواهد گرفت؛

اي حارثة اين مدت طولاني خواهد بود و حال وقت آن نيست، پس آنچه را كه از

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه