از مباهله تا عاشورا صفحه 61

صفحه 61

بر گشتم، خداوند او را با دست من ميكشد. «1»

حارثة حرف خود را چنين ادامه داد و گفت: اي قوم، من شما را برحذر ميدارم از افعال پيشينيان شما از يهود كه ايشان را ترساندند از دو مسيح كه يكي مسيح رحمت و هدايت و ديگري مسيح ضلالت و گمراهي، علائم آنها را بيان نمودند، پس يهود، مسيح هدايت را تكذيب و انكار نمودند و مسيح ضلالت را تصديق كرده و به او ايمان آوردند كه آن دجّال است و انتظار او را ميكشند، فتنه‌ها برپا كردند و ساير چيزهاي كتاب الهي را پشت سر انداختند؛ پيغمران را شهيد نمودند؛ كساني را كه به امر خداوند ايستاده بودند، به قتل رساندند خداوند به خاطر كارهاي زشت آنها، چشم بصيرت آنها را كور كرد بعد از آنكه بينا بودند؛

بواسطه ظلم و فساد شان، پادشاهي را از آنها برداشته و ذلّت و خواري را نصيب آنها نمود و باز گشتشان را به سوي دوزخ قرار داد. عاقب گفت

سخنان عاقب به حارثة»

سخنان عاقب به حارثة» اي حارثة تو از كجا مي داني كه اين همان پيغمبري است كه در كتابهاي الهي خبر داده شده و ساكن مدينة ميباشد شايد پسر عموي تو مسيلمه است كه در يمامة ساكن است؛ چون او هم مانند محمد قرشي ادعاء نبوت مي‌كند و هر دوي آنها از نسل اسماعيل است و هر كدامشان پيرواناني دارد كه به نبوت هر دو شهادت مي

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه