از مباهله تا عاشورا صفحه 63

صفحه 63

هستيد و به پسر عموي خود بد فاميلي ميباشيد؛ از من پيش از آمدن وحي چيزهائي خواستيد كه اين طور شد؛ امّا حالا براي من رخصت اعجاز داده شد بيائيد نشانتان دهم؛ گفتند: ما نميخواهيم براي ما كاري انجام دهي كه اهل يثرب به ما شماتت كنند و بخندند (سال نيكو از بهارش پيداست) از معجزات او صرف نظر كردند ولي باز به خاطر تعصّب جاهليت از او حمايت كردند؛ (سخن حارثة كه به اينجا رسيد) سيّد و عاقب چنان به خنده در آمدند كه از شدّت خنده پاهايشان را به زمين مي سائيدند و مي گفتند: چه نسبت نور را به ظلمت و حق را به باطل، فرق حق و باطل و نور و ظلمت، كمتر از فرق ميان اين دو شخص است؛

عاقب ديد كار مسيلمة خراب شد خواست مسئله را به گونه‌اي ديگر مطرح كند تا تدارك مافات و جبران شكستهاي گذشته اش را بنمايد، گفت: اگر مسيلمة در ادّعاء نبوّت كار بدي كرده حد أقل اين عمل او خوب است كه مردم را از بت پرستي بازداشته و به يكتا پرستي رسانده است!. حارثة گفت

سخنان حارثة»

سخنان حارثة» ترا سوگند مي دهم به خدائي كه زمين را پهن و به خورشيد وماه روشني و نور داد آيا در كتابهاي آسماني نيست كه حق سبحانه و تعالي مي فرمايد: منم خداوندي كه جز من خدائي نيست؛ منم جزا دهنده روز جزا كتابهاي خود را فرستاده و پيامبران را مبعوث كرده‌ام تابندگان خود را به وسيله آنها از دامهاي شياطين خلاصي دهم و آنها را در زمين، ميان خلايق مانند ستارگان در آسمان، روشن گردانيده‌ام تامردمان را به وحي و امر من هدايت نمايند؛

هركه آنها را اطاعت نمايد مرا اطاعت كرده است و هركس با آنان مخالفت كند بامن مخالفت كرده است؛ هركس خداوندي مرا انكار كرده و براي من شريك قرار دهد

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه