از مباهله تا عاشورا صفحه 64

صفحه 64

من و فرشتگان زمين و همه خلايق او را لعنت كرده‌ايم؛ و همچنين است اگر منكر يكي از پيامبران و رسولان من شده و آنها را تكذيب نمايد؛ يا بدروغ بگويد وحي بر من نازل شده يا خدائي مرا بپوشاند يا اين كه ادّعاء ألوهيّت نمايد يا بندگان مرا از راه راست منحرف و از شناختن حق كور نمايد؛

آن كسي بنده من است كه (به تكليف خود آشنا باشد و) بداند كه من از او چه خواسته‌ام و با آن دانش، مرا بپرستد وبندگي نمايد؛ پس هر كس از راهي كه به وسيله پيغمبران روشن كرده‌ام نرود، عبادت او جز دور ساختن او از من، نتيجه و اثر ديگري نخواهد داشت. عاقب گفت: چنين است و راست گفتي:!

حارثة گفت: (بدانيد) بجز از حق راهي و بغير از راستي پناهي نيست؛ آنچه گفتني بود گفتم. (من آنچه شرط بلاغ است با تو مي گويم خواه از سخنم پند گير و خواه ملال) سيد چون درفنّ مجادلة و مخاصمة مهارت بسيار داشت، گفت

«گفتمان سيّد و حارثة»

«گفتمان سيّد و حارثة» به اعتقاد ما اين قرشي پيغمبر است و به ذريّه اسماعيل كه قوم خود اوست مبعوث شده است؛ أمّا ادّعاء مي‌كند كه برهمه جهانيان برأنگيخته شده است؛ (نبايد اين ادعاء را در سرش، بپروراند)

حارثة گفت: اي سيد آيا ميداني محمد از جانب خداوند بر قوم خود مبعوث است سيّد: بلي؛

حارثة: آيا گواهي ميدهي رسالت او از سوي خداست؟

سيّد: بلي، كهِ مي تواند اين دلايل واضحه را رد نمايد؛ گواهي مي دهم و شكّي در آن ندارم همه پيغمبران و كتابهاي آسماني بر بعثت او خبر داده‌اند؛

حارثة سر به زير افكنده مي خنديد و انگشتر خود را بر زمين مي كشيد؛

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه