از مباهله تا عاشورا صفحه 68

صفحه 68

خرد سال با افعيها بازي مي‌كند و شيران درنده و گرگها با هم مي گردند و در ميان گاوها و گوسفندها شباني مي كنند؛ حقتعالي سبحانه او را بر جميع اديان غالب ميكند؛ كليدهاي أقاليم تا منتهاي چين در دست گيرد؛ در روي زمين كسي نمي ماند مگر اينكه به دين حقي كه خداوند از آدم تاخاتم خواسته است؛ در آيد؛

چون عاقب سخن را به اينجا رسانيد حارثة گفت

مكررات حارثة و عاقب»

مكررات حارثة و عاقب» گواهي مي دهم بحق خداوندي كه مبدأ أشياء است اي بزرگوار عظيم و اي دانشمند بزرگ با گفتار راست و (متين) تو عالم منور گشته و حق ظاهر شد؛ همه آن گفته‌ها موافق كتابهائيست كه خداوند براي هدايت بندگان فرستاده است؛ يك حرف كم زياد نيست! امّا چه شد آنچه مي خواستي بيان كني؟!

عاقب: آنچه كه تو در باره محمد قرشي اعتقاد داري غلط محض است!

حارثة: چرا؟! مگر به نبوت و رسالت او اعتراف نكردي، در حالي كه معجزات او گواه صدق مدعاي اوست؛

عاقب: آري بحق خدا ولكن ميان عيسي و قيامت دو پيغمبرند اسم يكي مشتق از اسم ديگريست؛ محمد و أحمد؛ اولي را موسي بشارت داده و دومي را عيسي اين قرشي مبعوث شده است به قوم خود و از عقب او خواهد آمد پيغمبري كه پادشاهي او عظيم بوده باشد و مدتش طولاني؛ خداوند او را مي فرستد كه ختم دين او شود و بر همه خلايق حجّت بوده باشد؛ بعد از محمد، فترتها خواهد بود كه همه بناهاي دين از بيخ كنده شود؛ حقتعالي او را (يعني آخرين حجّت خود را) مي فرستد تا بار ديگر اساس و قواعد دين را بنا كند و به تمامي اديان غلبة نمايد؛ او و سلاطين صالح بعد از او بر همه آنچه كه آفتاب ميتابد از زمين و كوه و خشكي و دريا،

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه