از مباهله تا عاشورا صفحه 71

صفحه 71

بود گفت؛ امّا در تو و ياران تو أثر نگذاشت؛ اينك من از راه ديگري وارد ميشوم؛ ترا بخدا و به آنچه كه به عيسي فرستاده از كتاب خود، سوگندت مي دهم! آيا در كتاب زاجرة كه از زبان سورياي عربي (يعني صحيفه شمعون بن حمّون صفا كه وصيّ عيسي بود) به اهل نجران و دست بدست به ما رسيده است؛

در آن كتاب بعد از كلام بسيار اين را گفته است؛ زماني مي آيد مردم گمراه مي شوند، قطع رحم ميكنند، آثار انبيا محو ميشود، خداي تعالي مبعوث مي‌كند فارقليطا را براي گسترش عدالت و رحمت در ميان خلايق و براي جدا نمودن حق از باطل؛ از حضرت عيسي پرسيدند اي مسيح خدا! فارقليطا كيست؟ فرمود: فارقليطا پيغمبر خاتم و وارث علوم انبياء و مرسلين أحمد است؛ پيغمبريست كه خداوند در حيات و ممات او بر او رحمت مي فرستد؛

بوسيله فرزند او كه طاهر و مطهّر و عالم به جميع علوم انبياء است و در آخر الزّمان، روزي كه ريشه‌هاي دين گسسته و چراغهاي پيامبران خاموش و ستاره هاي آنان فرو خفته باشد؛ بر انگيخته و بادست آن بنده صالح در مدّت كمي دين اسلام را مثل اول برپاكند و حق سبحانه و تعالي پادشاهي را در او و ديگر صالحان بعد از او قرار دهد تا سلطنت آنها عالمگير شود؛

حارثة: هر چه بيان كرديد راست و حق است از حقيقت و حشتي نيست؛ دل بجز از حق، به چيزي قرار نمي گيرد؛ منتها شخصيّتي را كه توصيف كردي بيشتر توضيح دهيد؟!

سيّد: حق آنست كه آن شخص نبايد بي نسل باشد؛

حارثة: چنين است آن شخص محمد است؛

سيّد: اي حارثة! بناي تو بر لجاجت است؛ آيا كساني را كه ما براي تحقيق فرستاده بوديم خبر نياوردند كه محمد دو پسر بنام قاسم، از خديجه زن قرشي، و ابراهيم از ماريه زن قبطيه داشت هر دو فوت شده‌اند و محمد بي فرزند است؛ مانند گوسفند

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه