از مباهله تا عاشورا صفحه 76

صفحه 76

نبوّت او اعتقاد داريد؟ ومعتقيد كه او آخر پيامبران و از نظر كمال به همه آنها برتري دارد!؟ گفتند: بلي در نزد ما اين از بزرگترين دلايل است؛ حارثة گفت: (حالا كه) شما بر اعتقاد خودتان شبهه داريد؟؛ اين است ميان ما و شما جامعة حاكم است

الجامعة. الجامعة»

الجامعة. الجامعة» براي اينكه از مباحثات و گفتگوهاي زياد، مردم به تنگ آمده بودند؛ و به خيال اينكه حق به جانب سيد و عاقب خواهد بود!؛ (چون به آنها اعتقاد كامل داشتند) همگي فرياد زدند: حارثة كتاب جامعه را بياور.

حارثة به غلامش كه بالاي سرش ايستاده بود گفت: برو جامعه را بياور؛ غلام رفت، اندكي بعد در حالي كه جامعه را بر روي سرش گذاشته بود برگشت بطوري كه از سنگيني، آن را نمي توانست نگهدارد؛

راوي حديث گويد: شخص صادقي از اهل نجران كه هميشه در خدمت سيد و عاقب بود و بر اسرار آنها مطّلع بود؛ به من خبر داد و گفت: چون كتاب جامعه حاضر شد نزديك بود هردوي آنها از غصّة هلاك شوند!؛ چون مي دانستند كه احوال رسول خدا و اهلبيت او در اين كتابها به طور كامل بيان گرديده است؛ در حال حيات خود و ذرّيّه او چه جريانهايي پيش خواهد آمد، و تا روز قيامت در امّت او چه وقايعي واقع خواهد شد (به طور شفاف و بطرز زيبائي) بيان شده است؛

يكي به ديگري گفت: امروز روزيست كه طلوع آن بر ما مبارك نبود؛ در حضور اين همه مردم و عوام (رسوا و) ضايع خواهيم شد چون هر قت در حضور عوام بحثي پيش مي آمد هميشه آنها غالب بودند (امّا اين دفعه برخلاف سابق، حريف نيرومند و قوي خستگي ناپذير و بي واهمه ونترس، در برابرشان مانند كوه سر به فلك كشيده محكم و استوار، ايستاده و مي خواهد حرف حق خودش را به كرسي بنشاند)؛ آن

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه