از مباهله تا عاشورا صفحه 89

صفحه 89

تنومندتر بودند.

چون اهل مدينه آنها را ديدند گفتند: ماگروهي نيكوتر از آنها نه ديده‌ايم باآنحالت آمدند تا به خدمت حضرت كه در مسجد تشريف داشتند، رسيدند «1».

پس از حضور در خدمت آنحضرت، وقت نمازشان رسيد (طبق مراسم مذهبي خود ناقوس را نواختند و «2») رو به سوي مشرق كرده و مشغول نماز شدند اصحاب رسولخدا خواستند مانع شوند حضرت فرمود: آنها را به حال خود گذاريد حضرت و اصحاب، آنها را سه روز به حال خود آزاد گذاشتند، دعوت به اسلام نكردند، آنها نيز از حضرت سؤالي ننمودند، اين مهلت را به آنها دادند تا آنها دقيقاً ادا و اطوار و رفتار و كردار و طريقت حضرت نظركنند و ببينند باعلائم مذكوره در كتابهايشان، تطبيق مي‌كند يانه

18 «نجرانيها با پيغمبر»

18 «نجرانيها با پيغمبر» پس از گذشت سه روز حضرت آنها را به اسلام دعوت نمود، گفتند: ماپيش از تو اسلام آورده وتسليم خداوند شده‌ايم! پيامبر فرمود: شما چگونه برآئين حق هستيد بااينكه اعمالتان حاكي است كه تسليم خداوند نيستيد، چه اينكه براي خدا فرزند قائليد و عيسي را پسر خدا ميدانيد، و صليب را عبادت و پرستش مي‌كنيد و گوشت خوك ميخوريد، با اينكه تمامي اين امور مخالف آئين حق است.

عاقب و سيد گفتند: اگر عيسي پسر خدانيست، پس پدرش كِه بوده است؟ پيامبر صلي الله عليه و آله فرمود: آيا شما قبول داريد كه هر پسري شباهتي به پدر خود دارد؟ گفتند: آري فرمود: آيا اينطور نيست كه خداي ما به هر چيزي، احاطه دارد و قيّوم است و روزي موجودات با او است؟

گفتند: آري همين طور است، فرمود: آيا عيسي اين اوصاف را داشت گفتند: نه.

فرمود: آيا ميدانيد كه هيچ چيزي در آسمان و زمين برخدا مخفي نيست و خداوند به همه آنها دانا است؟ گفتند: آري ميدانيم فرمود: عيسي غير از آنچه كه خدا به او داده، پيش خود چيزي ميدانست؟ گفتند: نه، فرمود: آيا ميدانيد خداي ما همان است كه مسيح را در رحم مادرش همانطور كه مي‌خواست، صورتگري كرد؟ گفتند: همينطور است، فرمود: آياچنين نيست كه عيسي را مادرش مانند ساير كودكان در رحم حمل كرد، و بعد همچون مادرهاي ديگر، او را بدنيا آورد؟ و عيسي پس از ولادت، چون اطفال ديگر غذا ميخورد؟ گفتند: آري، چنين بود، فرمود: پس

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه