از مباهله تا عاشورا صفحه 92

صفحه 92

اين بود كه به نفرات خود دستور دادند، اگر مشاهده كرديد محمد با سر وصدا و جمعيت و جار و جنجال به مباهله آمد با او مباهله كنيد و نترسيد، زيرا حقيقتي در كار او نيست كه متوسّل به جار وجنجال شده است، و اگر بانفرات بسيار محدودي از خاصان نزديك و فرزندان خرد سالش به ميعادگاه آمد بدانيد كه او پيامبر خدا است و از مباهله با او بپرهيزيد كه خطرناك است.

آنها طبق قرار داد قبلي به ميعادگاه رفتند ناگاه ديدند كه پيامبر فرزندش حسين را در آغوش دارد، و دست حسن را در دست گرفته، و علي و فاطمه همراه او هستند، و به آنها سفارش مي‌كند هرگاه من دعا كردم شما «آمين» بگوئيد، مسيحيان هنگامي كه اين صحنه را مشاهده كردند سخت به وحشت افتادند، و از اقدام به مباهله خود داري كرده، حاضر به مصالحه شدند وبشرائط «ذمه» تن در دادند. «1»

(اما از روايت اقبال چنين استفاده ميشود كه مباهله را ابتدائاً نصاراي نجران پيشنهاد كردند كه خداوند دستور آن را داد، به ادامه روايت اقبال توجه فرمائيد)

نمايندگان نجران گفتند: ما در اعتقادات خود نسبت به عيسي پايبند هستيم و برنمي گرديم، به گفته تو ايمان واقرار نمي كنيم (و بتو ايمان نمي‌آوريم) پس بيا باتو مباهله كنيم كه هريك از ما و شما برحق است لعنت خدا برناحق و دروغگو باشد كه مباهله و نفرين كردن سبب عذاب زود رس مي‌شود و حق بزودي آشكار و روشن ميشود.

(پس از پيشنهاد اينهابود كه آيه (61 آل عمران) در باره مباهله نازل شد اي محمد هركس در مورد آنچه كه به تو آمده است باتو مجادله كند پس بگو بيائيد كه پسران و زنان و كساني را كه به منزله جانمان است بخوانيم، نفرين كرده و لعنت خدا را بر دروغگو از ما و شما بگردانيم.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه