از مباهله تا عاشورا صفحه 94

صفحه 94

جثا واللّه كما يجثوا الأنبياء للمباهلة، و خافوا (الخبر) «1» فردا رسول خدا صلي الله عليه و آله در حالي كه دست علي را گرفته و حسنين در جلو و فاطمه در پشت سرش بود (بيرون آمدند)، و در محلي كه (در زير درختي تعيين شده و عبايش را روي آن انداخته بود تا آفتاب سوزان مدينه اذيّتشان نكند و يا براي مصلحت ديگر ...،) حضور يافتند.

پس حضرت زانو بر زمين زد و علي را در جلو و فاطمه را در پشت سر و حسن را در طرف راست و حسين را در طرف چپ خود، قرار داد و به آنها فرمود: هرگاه من دعا كردم شما هم آمين بگوييد، وقتي كه اسقف اين منظره را ديد گفت:

به خدا سوگند طوري زانو بر زمين زده است كه أنبياء هنگام مباهله اين چنين زانو بر زمين مي زدند. (بااين گفتار هشدار دهنده) آنها ترسيده و از مباهله منصرف شدند و قرار جزيه بستند.

2- فتقدّم رسول اللّه صلي الله عليه و آله فجثا لركبتيه، فقال الأسقف: جثا واللّه محمّد كما يجثوا الأنبياء للمباهله وكاع عن التّقدّم «2» ثمّ برك لهم باركاً، فلمّا رأوه قد فعل ذالك ندموا و تئامروا فيما بينهم و قالوا: واللّه إنّه لنبيّ، ولئن باهلنا ليستجيب اللّه له علينا فيهلكنا و لا ينجينا شيي‌ء منه إلّا أن نستقيله، قال فأقبلوا حتّي جلسو بين يديه، ثمّ قالوا: يا أبالقاسم أقِلْنا قال: نعم قد أقَلْتُكم،. «3» پس رسول خدا جلو رفت و به دو زانو نشست أسقف (كه اين منظره را) ديد گفت: به

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه