از مباهله تا عاشورا صفحه 97

صفحه 97

بااين پيش آمدها پايه‌هاي اعتقادات آنها به لرزه افتاد، نزديك بود عقل از سرشان بپرد كه البته اگر مباهله نمايند، عذاب برآنها نازل خواهد شد.

چون منذر بن علقمه ديد آنها به هراس و ترس افتاده‌اند به ايشان گفت: اگر مسلمان شويم در دنيا وآخرت سالم خواهيم ماند، و اگر خواهان دنيا هستيد و نميتوانيد از رياست و مقامهاي اعتباري كه داريد، دست برداريد من به شما سخت نمي‌گيرم اما كار خوبي نكرديد كه از محمد خواستار مباهله شديد و اين را برحقيت ميان خود و او ساختيد، از شهر خودتان با اختيار خود بيرون آمديد كسي شما را مجبور نكرده بود از بي عقلي شما بود كه محمد پيشنهاد شما را فوراً پذيرفت و اين را بدانيد پيغمبران كاري را شروع كردند تا بپايان نرسانند دست بردار نمي‌شوند و از آن بر نمي‌گردند، پس اگر ميخواهيد خود را از اين (مهلكه نجات داده) و از مباهله منصرف شويد؟! فوراً برگرديد وبر محمد پيشنهاد صلح دهيد و او را به هر نحوي از خود راضي نماييد تأخير نكنيد اين كار شما شبيه جريان قوم حضرت يونس است كه چون آثار عذاب را ديدند توبه كرده و برگشتند

«سيد و عاقب، دست به دامن منذر»

«سيد و عاقب، دست به دامن منذر» سيد و عاقب دست به دامن منذر شده وگفتند: پس خودت پيش محمد برو و هرچه قرار داد بستي براي ما قبول است و ماهم راضي هستيم و لي كاري كن كه پسر عمويش علي را باخود برده و واسطه قرار ده و به او التماس كن اين پيمان را درست نمايد،! چون محمد او را زياد دوست دارد و از صلاحديد او سرباز نمي‌زند و

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه