لهوف منظوم، یا، (معراج المحبه) صفحه 35

صفحه 35

آگاهی عبید الله بن زیاد از ورود امام (ع) به کربلا

-1

خبر بردند سوی کفر مطلق که در دشت بلا زد شاه، بیرق

چو این بشنید آن بدتر ز نمرود سران کوفه را احضار فرمود

به پیر پیروان کفر و طغیان عمر آن کافر بدتر ز شیطان

بگفت اینک شهنشاه حجازی سوی ما شد، به قصد ترک تازی

کنون از بهر شاهی و امامت به دشت کربلا کرده اقامت

یکی لشکر ز بهر دفع دشمن برای تو مهیّا کرده‌ام من

که بر ایشان تو باشی میر و سردار شوی این دم، به نزد شاه مختار

کنی تکلیف بیعت تا که جنگش به سختی نه به اهمال و درنگش

چه میگوئی جوابم زود برگو نمی‌شاید تخلّف، یکسر مو

که این امر از امیر الکافرین است یزید آن پیشوای کفر دین است

جوابش گفت آن پیر سیه‌دل که این کار است بر من سخت و مشکل

تو را سر کردگان باشند بسیار گزین کن، دیگری از بهر این کار

از این پاسخ عبید الله برآشفت بدان پیر سیه‌دل، این چنین گفت

تو را من ملکت ری داده بودم به هر کار تو من استاده بودم

کنون رد کن به ما فرمان ری را نه بینی هیچ تابستان وی را

ز بیم عزل آن ابلیس آیت به قتل شاه دین، افراشت رایت

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه