لهوف منظوم، یا، (معراج المحبه) صفحه 37

صفحه 37

پیام فرستادن ابن سعد (لعین)

فرستاد آن امیر جیش کافر پیامی سوی فرزند پیمبر

چه شد گز یثرب ای سلطان بطحاء علم افراشتی در ساحت ما

جوابش داد آن سلطان عشّاق نبودم کوفه را من هیچ مشتاق

مرا خواندید بر خود ای جماعت که بدهیم امامت، دست بیعت

پشیمان گشته‌اید این دم از این کار شوم ز اینجا به جای خویش ناچار

روان شد پیک کفر از نزد داور جواب آورد بهر میر کافر

نامه‌نگاری ابن سعد بن ابن زیاد

چو بشنید این سخن آن پیر بدکیش نوشت از بهر آن میر بداندیش

که گفتگوی من با شاه مظلوم چنین بوده است، بادا، بر تو معلوم

که فرماید مرا سبط پیمبر نخواهم بود در این شهر و کشور

شوم سوی وطن یا سر حد روم روم بیرون از این مرز، و از این بوم

گذشت شه ز ما بر ما عیان است فلاح ما صلاح امّتان است

چو خواند آن نامه آن کفر سیه‌فام بچشمش روز روشن، گشت چون شام

پس آنگه گفت با یاران محفل که کارم ز این کتابت، گشت مشکل

کتاب ناصح و مشفق چنین است مرا مقصود اصلی خود نه این است

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه