- [مقدمه مصحح 1
- خطاب به حضرت حجة عجّل اللَّه فرجه 4
- در ستایش خداوند عالم جلّ شأنه 6
- فی المناجاة 6
- فی نعت الرّسول (ص) 7
- فی منقبة امیر المؤمنین علی علیه السلام 8
- مردن معاویه و خلافت یزید 10
- وداع با خاتم انبیاء (ص) 14
- نامه کوفیان لئام با امام همام (ع) 17
- اعزام مسلم (ع) به کوفه 19
- عبید اللَّه بن زیاد و امارت کوفه 20
- موکب همایونی حسین (ع) 29
- آگاهی امام جلیل از قتل مسلم ابن عقیل 30
- رسیدن حرّ بن یزید 31
- ورود به سرزمین کربلا 34
- آگاهی عبید الله بن زیاد از ورود امام (ع) به کربلا 35
- روانه شدن عمر سعد به کربلا 36
- پیام فرستادن ابن سعد (لعین) 37
- نامهنگاری ابن سعد بن ابن زیاد 37
- روان شدن شمر به کربلا 38
- مهلت خواستن امام (ع) شب عاشورا 39
- اذن عام امام (ع) به یاران خود 40
- ترخیص امام همام اهل بیت کرام را 41
- آغاز وقایع روز عاشورا 43
- آغاز جنگ 45
- توبت و انابت حرّ و شهادت او 45
- محاربه حر نامور، با دشمنان بد گوهر 46
- بریر بن خضیر و میدان رفتن او 48
- جنگجوئی و جانبازی وهب 49
- مبارزت پیر طریق صدق با میدان عشق 51
- شهادت عمرو بن قرظه انصاری 52
- شهادت جون غلام امام (علیه السّلام) 52
- شهادت عمرو بن خالد (رحمة الله علیه) 54
- شهادت سعد بن حنظله (رضوان الله علیه) 55
- أقامه نماز امام (ع) همراه یاران 56
- ایستادن زهیر و سعد پیش روی آن بزرگوار به هنگام نماز 57
- شهادت حبیب بن مظاهر (علیه الرّحمة) 58
- شهادت یحیی بن سلیم (رحمة اللَّه علیه) 59
- مقاتلت و شهادت سوید بن عمرو (رحمة الله علیه) 59
- شهادت قرّه غفاری (رحمة اللَّه علیه) 60
- شهادت حجّاج بن مسروق (علیه الرّحمة) 60
- شهادت جابر بن عروه (ره) 61
- شهادت هلال بن نافع (علیه الرّحمه) 61
- شهادت جوانی که پدرش نیز شهید شده بود 62
- شهادت جناده (رحمة اللَّه) 63
- شهادت عمرو بن جناده و عبد الرحمن 63
- شهادت شوذب غلام عابس 64
- شهادت عابس (رضوان اللَّه علیه) 64
- شهادت دو تن از اعراب غفاری 66
- شهادت حضرت علیّ بن الحسین (علیهما السلام) 67
- شهادت حضرت قاسم بن حسن (علیه السّلام) 71
- شهادت اولاد حضرت زینب (سلام اللَّه علیها) 73
- شهادت برادران حضرت عبّاس (علیهم السّلام) 74
- خبر شهادت اولاد حضرت عقیل (ع) 76
- شهادت امیر گردون اساس حضرت ابا الفضل العباس (ع) 77
- شهادت شیرخوار حضرت علی اصغر (ع) 80
- شهادت ابو بکر بن حسن علیه السلام 82
- آغاز آهنگ امام (ع) به سوی میدان 82
- آمدن جبرئیل به إمداد شاه جلیل (علیه السّلام) 83
- اتمام حجّت امام (علیه السّلام) 84
- مبارزات سرور اولیا علیه السلام با لشکر اشقیاء 86
- رفتن آن بزرگوار به شطّ فرات 87
- شهادت عبد الله بن حسن (علیه السّلام) 91
- آمدن مهین حبیبه ربّ حضرت زینب علیها السلام 92
- إرسال سران مطهر به کوفه 94
- بردن خولی سر مطهّر امام (ع) را نزد عبید اللَّه بن زیاد 96
- غارت خیام اهل بیت (ع) 97
- ماجرای شب یازدهم 99
- وقایع روز یازدهم 99
- ورود اهل بیت طهارت (ع) به کوفه 103
- خطبه حضرت زینب سلام الله علیها در بازار کوفه 105
- ورود اهل بیت (ص) به مجلس زاده کفر و ضلالت عبید اللَّه بن زیاد 106
- منزل دادن خاندان نبوی (ص) را در خرابه کوفه 111
- روانه شدن اهل بیت طهارت (ع) به شام 112
- وقایع دیر راهب 112
- روانه شدن لشکر از دیر به سوی شام 115
- مکالمات پیر مرد شامی با امام بیمار (ع) 116
- ورود اهل بیت طهارت (ع) به مجلس یزید (لع) 117
- سؤال رسول رومی از سر مبارک 121
- به کنیزی خواستن مرد شامی یکی از عیال اللَّه را 122
- منزل گزیدن آل عصمت (ع) در خرابه شام 123
- وفات دختر امام (علیه السّلام) در خرابه شام 124
- یزید و امام سجّاد (ع) در مسجد جامع شام 127
- خطبه حضرت سید سجّاد سلام الله علیه در مسجد جامع شام 128
- بیرون آمدن یزید از مسجد و خطاب یهودی با او 131
- مکالمات یزید با امام علیه السّلام 132
- عزیمت امام همام با اهل بیت کرام به سوی مدینه از شام 134
- رسیدن اهل بیت رسالت به سرزمین کربلا 135
- ورود موکب امام همام و اهل بیت کرام (ع) به مدینه طیّبه 136
- سپاس و شکر: 139
- خاتمه معراج المحبّه 139
به اشک آلوده آن سلطان سرمد به گفت ای محرم اسرار احمد
منم بیلشکر منصور منصور مرا جز دیدن حق نیست منظور
مکن ای پیک حق غمخواری من که پیمان نشکند بییاری من
مقامات وصول قرب یکتا همه طیّ شد سری مانده است بر جا
وز اینجا تا بوصل دلبر خویش در این هنگامه نبود نیزه و بیش
مرا بگذار و رو ای پیک داور که من خود دانم و این قوم کافر
سوی بالا شد آن پیک رسولان روان شد سوی میدان عشق یزدان
ستاد و خواست از آن قوم کافر امیر لشکر آن شوم اختر
بیامد تا بر آن شاه خوبان مقابل گشت چون شیطان به یزدان
ا
اتمام حجّت امام (علیه السّلام)
بهفرمود از پی اتمام حجّت که ما را با شما باشد سه حاجت
بعرضش برد سردارش ستم کیش که حاجاتت بیان کن بیکم و بیش
نخستین گفت کای اصحاب شیطان که باشد کارتان آزار یزدان
زمین از خونمان شد ارغوان رنگ ز تیغ نامدار و تیر بیننگ
شدم تنها در این وادیّ خونخوار نه فرزند و برادر نه مددکار
دهیدم ره که تا ز این ورطه بیرون برم دخت نبی با چشم پر خون