لهوف منظوم، یا، (معراج المحبه) صفحه 86

صفحه 86

مبارزات سرور اولیا علیه السلام با لشکر اشقیاء

-1

چو این پاسخ شنید آن شاه صفدر مبارز خواست از آن قوم کافر

هزار و صد تن از تیغش در آن دم شدند از دشت کین سوی جهنّم

فتاد از کار مرد و تیغ و باره ز رزم شه همی جستند چاره

چو دید آن بدگهر سردار گمراه که خون میبارد از تیغ ید اللَّه

بگفت ای جنگیان برگزیده چنین رزم‌آوری گردون ندیده

به هم رزمی نبرد این مظفّر برای هیچ کس نبود میسّر

بود زور نبی در بازوی او دل حیدر بود، در پهلوی او

نباشد چاره با این شاه منصور در این هنگامه غیر از جنگ جمهور

شدند آن قوم بیدین چار قسمت به قصد قتل آن سلطان رحمت

به تیغ و تیر و سنگ و نیزه جمله به شاه انس و جان بردند حمله

همای جان زهرا و پیمبر عقاب آسا ز پیکان گشت پرتو

چو آن لشکر شکن سلطان بی‌یار بدید آن کار ز آن قوم ستمکار

حسامش ریخت سر ز ابطال اعراب چو تیغ حیدر اندر بدر و احزاب

شد از شمشیر عشق لاابالی ز گردان عرب آن دشت خالی

گر از آسا شد آن لشکر گریزان همه از بیم تیغش اشک ریزان

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه