سلوک عاشورایی : منزل اول: تعاون و همیاری - مجموعه قیام و انقلاب امام حسین تعاون صفحه 117

صفحه 117

که وسعت خیر و احسان الهی را می‌رساند. لذا بِرّ به معنای احسان وسیع و گسترده به دیگران است که چنین احسانی مصداق بارزش فقط الله تعالی است و غیر خدا نیست.

مقدّمه دوم این است که گاهی نفسِ یک صفت بر یک ذات اطلاق می‌شود و جهتش هم شدّت ظهور آن صفت در این ذات است؛ به گونه‌ای که گویی این صفت سراپای آن ذات را گرفته است. مثالی که ما معمولًا در مباحث طلبگی می‌زنیم این است که یک‌وقت گفته می‌شود «زیدٌ عادلٌ» که این زید یک ذات است و صفت عدالت را بر او حمل کرده‌ایم، امّا یک‌وقت می‌گوییم «زیدٌ عدلٌ» نه «عادلٌ»؛ یعنی اصلًا سراپای زید را عدالت گرفته است؛ اینجا صفت بر یک ذات اطلاق شده است.


__________________________________________________
(1)- این چند نمونه مسأله فقهی را گفتم تا این مطلب روشن شود که بحث ما در این چند جلسه یک بحث فقهی و کاربردی بود. من همان جلسات اوّل گفتم که امسال می‌خواهم مسأله شرعی بگویم؛ امّا مسأله پایهدار و تا حدودی استدلالی. لذا خیال نکنید که این بحثی که کردیم صرفاً یک بحث اخلاقی بود
(2)- سوره مبارکه طور، آیه 28

مجموعه قیام و انقلاب امام حسین تعاون، ص: 100

امّا مقدّمه سوم؛ در باب «رسالت و ولایت» بحثی هست و آن این است که رسالت دارای احکام و لوازمی است و ولایت هم دارای آثار و لوازمی است. یکی از احکام و لوازم رسالت مسأله توسّع در رحمت است. لذا وقتی قرآن کریم پیغمبر اکرم (ص) را توصیف می‌کند می‌فرماید «وَ مَا أَرْسَلْنَاکَ إِلَّا رَحْمَةً لِّلْعَالَمِین» «1» این همان مسأله توسّع در رحمت و احسان به غیر است؛ اصلًا رحمت همین احسان به غیر است. یعنی همان‌گونه که خداوند احسان و رحمتش وسیع و گسترده است، رسول هم دارای رحمت گسترده است. لذا گاهی این‌طور تعبیر می‌کنند که رسالت عبارت است از رجوع به خَلق به صفت حقّ؛ یعنی کار رسول این است که از خداوند می‌گیرد و به خلق می‌رساند که گاهی از او تعبیر به واسطه فیض می‌کنیم. رجوع به خلق به صفت حقّ است که صفت حقّ، احسان و رحمت است آن هم به‌طور وسیع؛ لذا احسان به غیر که همان «برّ» است یکی از احکام و لوازم رسالت است.

از طرف دیگر می‌گویند ولایت هم دارای آثار و لوازمی است که یکی از آنها مسأله انزجار و حفاظت است. چون به تعبیر اهل معرفت، ولایت عبارت است از رجوع از کثرت به وحدت؛ یعنی ولیّ، خلق را به حقّ می‌رساند. بنابر این هم رسالت و هم ولایت، هر دو، کارشان «رساندن» است؛ کار رسول گرفتن از حقّ و رساندن به خلق است و کار ولیّ رساندن خلق به حقّ است؛ او از واحد می‌گیرد و به کثیر می‌رساند و این کثیر را به واحد می‌رساند. لذا یکی از لوازم و آثار ولایت در باب رجوع خلق به حقّ جنبه حفاظتی است که ولیّ نمی‌گذارد مانعی بر سر راه سیر خلق به سوی حقّ پیش آید و این همان مسأله تقوا است که گفتیم تقوا جنبه حفاظتی دارد و مانع ضرر و زیان می‌شود و از نفس حفاظت می‌کند. لذا باید گفت که «تقوا» یکی از آثار و لوازم ولایت است.

با توجه به این مقدّمات، در اینجا از نظر تأویلی گفته می‌شود که «برّ» وجود مقدس پیغمبر اکرم حضرت محمد (ص) است و «تقوا» وجود مقدس علی (ع) است. چون پیغمبر اکرم (ص) مظهر بِرّ و بَرّ الهی و رحمةٌ للعالمین است. اصلًا سراپایش رحمت است؛ مثل «زیدٌ عدلٌ» است؛ سراپایش برّ است و لذا به او اطلاق «برّ» می‌شود. از طرف دیگر علی (ع) هم مظهر تقوا است و چون سراپایش تقوا است به او اطلاق «تقوا»


__________________________________________________
(1)- سوره مبارکه انبیاء، آیه 107
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه