سلوک عاشورایی : منزل اول: تعاون و همیاری - مجموعه قیام و انقلاب امام حسین تعاون صفحه 2

صفحه 2

مجموعه قیام و انقلاب امام حسین تعاون، ص: 2

ماجرای ملاقات معاویه با امام حسین (ع) خیلی مفصّل است و من قصد ندارم آن را به طور کامل نقل کنم. فقط به یکی دو قطعه مهم از ماجرا که جنبه ریشه‌ای دارد با استناد به کتب عامّه و خاصّه اشاره مختصری می‌کنم.

در کتاب الإمامه و السیاسه «1» می‌نویسد معاویه وقتی با امام حسین (ع) مواجه می‌شود شروع می‌کند به گفتن مطالبش و ضمن تعریف و تمجید از پسرش، از امام حسین (ع) برای فرزندش یزید تقاضای بیعت می‌کند. حضرت در جواب به او می‌فرمایند این‌قدر از یزید تعریف نکن؛ بلکه از سگ‌های شکاری‌اش و از چنگ و عودش و کبوترهایش و خلاصه از آن کثافت‌کاری‌هایش بگو.

در کتاب الفصول المهمّه «2» تعابیر غلیظتری نقل شده و آمده است که حضرت به معاویه فرمودند تو دروغ می‌گویی. این تعریف و تمجیدهایی که از یزید کردی همه‌اش دروغ است. اگر راست می‌گویی بیا و از شراب‌خواری‌اش و اشتغالش به ملاهی و ارتکابش به مناهی تعریف کن و بگو آمده‌ام تا تو یک چنین فاسدی را تأیید و با او بیعت کنی.

معاویه بدون آنکه بتواند به هدفش برسد، بر می‌گردد و در راه بازگشت هم مبتلا به بیماری شده و بعد هم به دَرَک واصل می‌شود. پس از هلاکت معاویه، یزید نامه‌ای به ولید، والی مدینه می‌نویسد که از همان چهار نفر بیعت بگیر. در تاریخ آمده است که ولید مکرّراً حضرت را می‌خواهد تا بالأخره ایشان تشریف می‌برند و او مطلب را به حضرت می‌گوید. البته ولید در این خصوص قبلًا با مروان هم مشاوره کرده بود. به هر ترتیب، می‌نشینند و صحبت می‌کنند و ولید قضیه را می‌گوید که معاویه- به تعبیر من- به درک واصل شده و شما باید با یزید بیعت کنید. امام حسین (ع) می‌فرمایند بیعت خصوصیِ من که به درد تو نمی‌خورد؛ چون شما می‌خواهید که خبر بیعت من با یزید را در بین مردم مطرح نموده و مردم را متوجه خودتان کرده و بگویید حسین بن‌علی هم با ما است. ولید هم اصرار نمی‌کند و می‌گوید ببینیم تا بعد چه


__________________________________________________
(1)- الإمامه و السیاسه، ج 1، ص 208
(2)- کتاب الفصول المهمّه ج 1، ص 128
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه