- جلسه اوّل «1» 1
- * چند واقعه تاریخی ..... ص : 1 1
- اشاره 1
- * دو هدف اساسی در قیام و انقلاب حسینی ..... ص : 5 6
- * تطبیق بحث با قیام امام حسین (ع) ..... ص : 7 8
- * ویژگی سوره مائده و آیه تعاون ..... ص : 7 8
- اشاره 11
- جلسه دوم «1» 11
- * نیاز انسان به تعاون ..... ص : 10 11
- * تعاون؛ اصل اساسی سنّت اسلامی ..... ص : 11 12
- * معنای تعاون ..... ص : 12 14
- * تطبیق بحث با قیام امام حسین (ع) ..... ص : 15 17
- جلسه سوم «1» 19
- اشاره 19
- * معنای بِرّ و تقوا ..... ص : 17 19
- * درجه بندی ارزشی برّ و تعاون ..... ص : 22 25
- * تطبیق بحث با قیام امام حسین ..... ص : 23 26
- * دو تذکّر ..... ص : 24 27
- جلسه چهارم «1» 27
- اشاره 27
- * معنای اثم و عدوان ..... ص : 26 29
- * تعریف برّ و اثم در روایات ..... ص : 26 30
- * تطبیق بحث با قیام امام حسین ..... ص : 28 31
- * احکام آیه تعاون ..... ص : 31 35
- جلسه پنجم «1» 35
- * مروری بر مباحث گذشته ..... ص : 31 35
- * حرمت تعاون به عدوان ..... ص : 32 36
- * سه تصویر در تعاون به عدوان ..... ص : 33 37
- * تطبیق بحث با قیام امام حسین (ع) ..... ص : 37 42
- جلسه ششم «1» 44
- * مروری بر مباحث گذشته ..... ص : 40 44
- * پرهیز از رابطه با گناهکاران ..... ص : 40 45
- * ادلّه حُرمت اعانه به اثم ..... ص : 41 46
- * دلیل اول؛ عقل ..... ص : 42 47
- * دلیل دوم؛ بناء عُقلا ..... ص : 43 48
- * مشروط نبودن حُرمت اعانه به اثم به «قصد توصّل» ..... ص : 44 49
- * تطبیق بحث با قیام امام حسین (ع) ..... ص : 46 51
- * مروری بر مباحث گذشته ..... ص : 49 54
- جلسه هفتم «1» 54
- * مشروط نبودن حُرمت اعانه به اثم به «اراده فعلیه شخص گناهکار» ..... ص : 51 57
- * مشروط نبودن حُرمت اعانه به اثم به «مدخلیت مساعدت» ..... ص : 52 58
- صورت بعدی، بستر باز ..... ص : 51 58
- صورت دیگر، جایی است که فراهم نکردن اسباب و ..... ص : 52 58
- * چند مثال از حکم شرع بر طبق درک عقل ..... ص : 53 59
- * مراد از تهیّه اسباب ..... ص : 53 59
- * توجیه گریهای نفس ..... ص : 55 61
- * تطبیق بحث با قیام امام حسین ..... ص : 56 62
- جلسه هشتم «1» 65
- اشاره 65
- * عدم پذیرش همه مصوّبات عقلائیه از ناحیه دین ..... ص : 58 66
- * کمک به اضلال ناس، از مصادیق اعانه به اثم ..... ص : 60 67
- * ضرورت رجوع به کارشناس دینی در امور دینی ..... ص : 61 69
- * آزادی بیان و محدوده آن ..... ص : 61 69
- * پاسخ به یک شبهه در باب آزادی بیان ..... ص : 64 72
- * تطبیق بحث با قیام امام حسین ..... ص : 66 75
- جلسه نهم «1» 78
- * مروری بر مباحث گذشته ..... ص : 68 79
- * شبههافکنی مغرضانه و غیرمغرضانه ..... ص : 70 80
- * تفاوت «اعانه به اثم» با «اضلال ناس» ..... ص : 70 81
- * ویژگیهای کارشناس دینی ..... ص : 71 82
- * دلیل سوم «حرمت اعانه به اثم»؛ آیه تعاون ..... ص : 72 83
- * تطبیق بحث با قیام امام حسین ..... ص : 75 87
- * مروری بر مباحث گذشته ..... ص : 77 90
- جلسه دهم «1» 90
- * پاسخ به یک پرسش درباره کارشناس دینی ..... ص : 77 90
- * نحوه اثرگذاری هوای نفس مشروع بر فقیه ..... ص : 78 91
- * ارتباط «لَاتَعَاوَنُوا» با ذیل آیه شریفه ..... ص : 80 93
- * دلیل چهارم حُرمت اعانه به اثم؛ ادلّه وجوب نهی از منکر ..... ص : 81 94
- * تقبیح سکوت در برابر منکر ..... ص : 82 95
- * تطبیق بحث با قیام حسین ..... ص : 84 98
- جلسه یازدهم «1» 103
- * مروری بر مباحث گذشته ..... ص : 88 104
- * ارتباط وجوب نهی از منکر با حرمت اعانه به اثم ..... ص : 88 104
- * تطبیق بحث با قیام امام حسین ..... ص : 95 111
- * مروری بر مباحث آیه تعاون ..... ص : 94 111
- * دو مسأله فقهی ..... ص : 97 115
- اشاره 115
- جلسه دوازدهم «1» 115
- * آیه تعاون از دیدگاه اهل معرفت ..... ص : 99 116
یکی از اموری که مورد امر الهی است، امر به معروف و نهی از منکر است. یعنی خود این مورد واجب است. مثلًا همین که میبینم وقت نماز دارد میگذرد و شخصی هم هست که نماز نخوانده است و
__________________________________________________
(1)- جلسه 1859؛ پنجشنبه، نهم فروردین ماه 1380 ه-. ش، سوم محرّمالحرام 1422 ه-. ق
مجموعه قیام و انقلاب امام حسین تعاون، ص: 25
میدانم که اگر به او بگویم، بلند میشود و نمازش را میخواند، بر من امر به معروف واجب است؛ و از آن طرف اگر شخصی میخواهد معصیتی انجام دهد و شرایط نهی از منکر هست، آنجا بر من نهی کردن واجب است.
پس امر به معروف برّ است و نهی از منکر هم برّ است، مثل نماز خواندن. یعنی نفسِ عملِ من که به نماز خواندن امر میکنم برّ است. امّا نکته مهمّ این است که همین امر به معروف در عینِ اینکه خودش برّ است، اعانه به برّ هم هست. مثلًا اگر کسی میخواهد نماز بخواند که برّ است و شما میخواهید به او کمک کنید چه کار میکنید؟ شرایطی را که در دسترسش نیست در دسترس او می گذارید؛ اگر مُهر ندارد به او مُهر میدهید یا اگر آب ندارد که وضو بگیرد به او آب میدهید. تعاون و اعانه به برّ، کمک کردن به مقدّمات کاری است که آن کار، برّ است. امر به معروف، یعنی همین که میگویید بلند شو نماز بخوان، این هم یکی از مقدّمات برّ است؛ مثل اینکه به او مُهر بدهید؛ و اتفاقاً تأثیرش هم بیشتر است. لذا امر به معروف، هم عمل به برّ است، چون واجب است مثل نمازخواندن؛ و هم إعانه به برّ است.
از آن طرف، نهی از منکر، هم عمل به برّ است و هم اعانه به تقوا است. تقوا چه بود؟ پرهیز؛ اعانه به تقوا این است که مقدّمات را فراهم کنی که معصیت واقع نشود. یکی از مقدّماتش این است که تا میبینم که میخواهد معصیتی انجام دهد، بگویم «نکن»؛ «تعاونوا علی البرّ و التقوی». اینکه عرض کردم گاهی از نظر فقهی بر یک فعل دو عنوان صدق میکند، نمونهاش همین آیه شریفه است که یک فعل هم تعاون به برّ و تقوا است و هم امر به معروف و نهی ازمنکر.
امر به معروف، هم عملِ به برّ است و هم تعاون به برّ و نهی از منکر هم عمل به برّ است و هم تعاون به تقوا. یعنی یک فعل از من صادر شده است، امّا مصداقِ دو عنوان است؛ هم مصداق امر به معروف و نهی از منکر است و هم مصداق تعاون به برّ و تقوا.
تذکر دوم: در اوّل بحث عرض کردم که مسأله تعاون امری عُقلایی است و اسلام هم یکی از اصول اساسیاش تعاون است امّا همکاری و حمایت بهطور مطلق نیست. تعاون برای اصلاح جامعه است و اصلاح جامعه یعنی سلامتی جامعه و این سلامتی یعنی سلامتی روابط اجتماعی.
تعاون و همکاری که برای اصلاح جامعه است دو رکن دارد؛ رکن اوّل، جمله اوّل آیه شریفه است؛ «