سلوک عاشورایی : منزل اول: تعاون و همیاری - مجموعه قیام و انقلاب امام حسین تعاون صفحه 53

صفحه 53

«هَلْ مِنْ نَاصِرٍ یَنْصُرُنَا وَ هَلْ مِنْ مُعینٍ یُعِینُنَا»؛

در بعضی از مقاتل دیده‌ام که بعد از این جملات حسین (ع) بود که نوشته‌اند

«وَ خَرَجَ مِنَ الْخِیْمَةِ غُلَامٌ»؛ ی

عنی قاسم از خیمه بیرون آمد؛ می‌خواهد اعانه حق کند. مجلسی می‌نویسد:

«وَ هُوَ غُلَامٌ صَغِیرً لَمْ یَبْلُغْ الْحُلُم»؛ ی

عنی نوجوانی بود که به حسب ظاهر هنوز به سن تکلیف هم نرسیده بود. آمد جلو پیش حسین (ع). می‌نویسد:

«فَلَمَّا نَظَرَ الْحُسَیْنُ إلَیْهِ قَدْ بَرَز إعتَنَقَهُ»؛ ی

عنی وقتی چشم عمو به قاسم افتاد که آماده نبرد شده است، او را در آغوش خودش کشید؛

«وَ جَعَلَا یَبْکِیَانِ حَتَّی غُشِیَ عَلَیْهِمَا

»؛ یعنی این عمو و برادرزاده آن‌قدر گریه کردند تا بی‌حال شدند. امّا عمو به قاسم اجازه نداد که به میدان برود؛ ولی می‌دانید قاسم چه کار کرد؟ خودش را بر روی پاهای حسین (ع) انداخت

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه