سلوک عاشورایی : منزل اول: تعاون و همیاری - مجموعه قیام و انقلاب امام حسین تعاون صفحه 54

صفحه 54

؛ «فَلَمْ یَزَلْ یُقَبِّلُ یَدَیْهِ وَ رِجْلَیْهِ حَتَّی أذِنَ لَه

». آن‌قدر بوسه زد به دست و پای عمو تا اجازه گرفت و به میدان رفت. قاسم رفت؛ امّا طولی نکشید که صدایش بلند شد: «یَا عَمَّاه» ...

مجموعه قیام و انقلاب امام حسین تعاون، ص: 49

جلسه هفتم «1»

* مروری بر مباحث گذشته ..... ص : 49

بحث ما راجع به اعانه به برّ و تقوا و عدم اعانه به اثم و عدوان بود. در جلسات گذشته اعانه و برّ و تقوا و اثم و عدوان را معنا کردیم و راجع به حکم اعانه به اثم گفته شد که هم از راه عقل و هم از راه نقل استدلال کرده‌اند بر اینکه مساعدت کردن غیر در عمل ناروا و معصیت و اینکه انسان اسباب معصیت را برای دیگری فراهم کند، حرام است.

در جلسه گذشته عرض کردم که نسبت بین اثم و عدوان، نسبت عموم و خصوص است و آیه شریفه ذکر خاص بعد از عام کرده است. یعنی عدوان هم اثم است. اثم یعنی اسائه؛ اسائه یک‌وقت تجاوز به غیر است و یک‌وقت اسائه به نفس است. یعنی یک‌وقت انسان به خودش بد می‌کند و یک‌وقت به دیگری بد می‌کند. مثلا کسی که شُرب خَمر می‌کند یا روزه می‌خورد به خودش بد می‌کند و اینها اسائه به نفس است. امّا کسی که سرقت می‌کند اسائه به غیر می‌کند؛ البته اسائه به نفس هم کرده است. چون معصیتش چند بُعدی است. لذا عدوان که به معنی ظلم و اسائه به غیر است، از مصادیق اثم و اسائه است. همچنین عکس این را هم می شود گفت. یعنی بگوییم اصلًا مطلقِ عمل ناروا از دیدگاه شرع، ظلم است و عدوان؛ و از سوی دیگر عدوان گاهی ظلم به نفس است و گاهی ظلم به غیر است. بنابر این هم «اسائه» به نفس و غیر داریم و هم «ظلم» به نفس و غیر.

در روایات هم این مطلب را داریم. برای نمونه روایت از امام صادق (ع) است که حضرت فرمودند:

«کَتَبَ رَجُلٌ إِلَی أَبِی ذَرٍّ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ یَا أَبَاذَرٍّ أَطْرِفْنِی بِشَیْ‌ءٍ مِنَ الْعِلْم»؛

شخصی نامه‌ای نوشت به ابوذر و گفت تحفه‌ای از علومی که داری به من بده؛ «

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه