سلوک عاشورایی : منزل اول: تعاون و همیاری - مجموعه قیام و انقلاب امام حسین تعاون صفحه 59

صفحه 59

استاد ما- رضوان الله تعالی علیه- می‌فرماید اصلًا و ابداً این مجوز اعانه به اثم نمی‌شود و این صورت هم از مواردی است که عقل حکم به قُبح مساعدت می‌کند. نگو «من اگر نردبان نفروشم، دیگری می‌فروشد»؛ نگو «من اگر پول ندهم، مادرش می‌دهد»؛ ببین وظیفه تو چیست. تو نباید به اثم کمک کنی. بنابر این تمام این صُوَر حرام است: چه «قصد توصّل» داشته باشی که دیگری حرام را انجام دهد و چه قصد نداشته باشی ولی بدانی که حرام را انجام می‌دهد، چه او «اراده فعلیه» داشته باشد برای انجام حرام و چه اراده فعلیه نداشته باشد و مساعدت تو موجب فراهم شدن بستر برای تجدید اراده‌اش شود، چه مساعدت تو و تهیه اسباب توسط تو «مدخلیّت» داشته باشد در ایجاد آن فعل حرام و چه مدخلیّت نداشته باشد؛ تمام این چند صورت حرام است.

مجموعه قیام و انقلاب امام حسین تعاون، ص: 53

* مراد از تهیّه اسباب ..... ص : 53

یک تذکّری بدهم راجع به این اصطلاح «تهیّه اسباب» که گفتیم عقل هم حکم به قُبح آن می‌کند؛ برای انجام هر فعلی نسبت به فاعل آن دو چیز لازم است: یکی «مقتضی» و دیگری «عدم مانع»؛ مثلًا اگر آتش بخواهد فرش را بسوزاند، هم باید حرارت داشته باشد و هم باید فرش خیس نباشد؛ چون اگر خیس باشد نمی‌سوزد. لذا فُقها می‌گویند تهیه اسباب برای معصیت، اعمّ است از فراهم کردن مقتضی آن و رفع مانع کردن از ارتکاب آن.

مقتضی فراهم کردن برای معصیت مثل اینکه به بچه‌ات پول بدهی که برود گناه کند؛ امّا رفع مانع یعنی چه؟ اگر بچه خودش پول دارد امّا از تو می‌ترسد و حساب می‌برد، اینجا تو مانعی؛ یعنی مقتضی موجود است ولی مانع بر سر راه معصیت وجود دارد. در اینجا همین که به بچه بگویی «آزادی، هر کاری که می‌خواهی بکن»، رفع مانع کردی؛ همین رفع مانع، بستر باز کردن برای ایجاد فعلی است که مبغوض مولا است و تو نباید این کار را بکنی. نه مقتضی معصیت را فراهم کن و نه رفع مانع کن؛ بلکه باید عکس این عمل کنی. چون آنچه در باب امر به معروف و نهی از منکر داریم جلوگیری از منکر است. یعنی در آنجایی که مقتضی اثم موجود است تو باید مانع شوی. تو نمی‌توانی بگویی «من که قصدم این نبود که او این کار را بکند»؛ تو که می‌دانستی او می‌خواهد مرتکب معصیت شود، نباید مانع را برطرف می‌کردی؛ تو مانع را برطرف کردی، مقتضی هم عمل می‌کند.

* چند مثال از حکم شرع بر طبق درک عقل ..... ص : 53

استاد ما- رضوان الله تعالی علیه- می‌فرمایند پشتوانه حکم حُرمت، همین عقل فردی است و آنچه عقل درک می کند علت یا نکته تشریع است و چه بسا آنچه در آیه و روایات در باب نهی از تعاون به اثم و عدوان وارد شده همه‌اش به جهت همین علت یا نکته تشریع است. بعد ایشان چند مورد را مثال می زند:

اول، بحث معونه ظالمین است که ایشان می‌فرمایند این روایاتی که راجع به معونه ظالمین وارد شده است- در جلسات قبل به چند مورد آن اشاره کردم- «1» این‌طور نیست که مربوط باشد به «

وَ لَاتَعَاوَنُوا عَلَی


__________________________________________________
(1)- مثل روایت «مَنْ مَشَی إِلَی ظَالِمٍ لِیُعِینَهُ وَ هُوَ یَعْلَمُ أَنَّهُ ظَالِمٌ فَقَدْ خَرَجَ مِنَ الْإِسْلَام» که در بعضی منابع آمده است «فَقَدْ خَرَجَ مِنَ الْإیمَان».
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه