سلوک عاشورایی : منزل اول: تعاون و همیاری - مجموعه قیام و انقلاب امام حسین تعاون صفحه 94

صفحه 94

مجموعه قیام و انقلاب امام حسین تعاون، ص: 81

داشته باشی و چه قصد توصّل نداشته باشی، همین که علم داری به اینکه او می‌خواهد مبغوض مولا را در خارج محقّق کند، حرام است.

* دلیل چهارم حُرمت اعانه به اثم؛ ادلّه وجوب نهی از منکر ..... ص : 81

تا اینجا عرض کردم که در باب حُرمت اعانه به اثم، هم به حکم عقلی استدلال شده است و هم به حکم عُقلایی و هم به آی شریفه که درباره آن بحث کردم. استاد ما- رضوان الله تعالی علیه- اینجا وارد می‌شوند و یک استدلال دیگری را هم مطرح می‌کنند که این استدلال را مرحوم محقّق اردبیلی 1 بیان کرده و استاد ما هم از ایشان نقل می‌کند و می‌پسندد و می‌گوید این استدلال، استدلال مُتقنی است. حالا ما با مقدّماتی که این استدلال دارد وارد می‌شویم و بعضی از روایات را هم بیان می‌کنیم.

مطلب اوّل اینکه «دفع منکر» مثل «رفع منکر» واجب است. «1» دفع به معنای پیشگیری است و رفع ظاهرش به معنای از بین بردن چیزی است؛ یعنی چیزی هست و ما آن را از بین می‌بریم. فرض بفرمایید که کسی می‌خواهد میخانه یا قمارخانه بسازد و من جلویش را می‌گیرم و نمی‌گذارم که بسازد. اینجا می‌گویند «دفع منکر» کرد. یعنی پیشگیری کرد و نگذاشت که منکر تحقّق پیدا کند. امّا «رفع منکر» بعد از تحقّق منکر است. مثلًا میخانه ساخته شده است و من آن را از بین می‌برم. فُقها فرموده‌اند همان‌گونه که رفع منکر واجب است، دفع منکر هم واجب است. یعنی همان‌طور که اگر کسی مرکز فسادی درست کرده، واجب است که آن را از بین ببرید، به همان شکل اگر فهمیدید که می‌خواهد مرکز فسادی درست کند هم واجب است که جلویش را بگیرید. این مقدّمه اوّل بود.

مطلب دوم اینکه آمده‌اند سراغ استدلال‌ها و گفته‌اند از این ادلّه‌ای که در اسلام و شریعت در باب نهی از منکر وارد شده است این استفاده می‌شود که شارع می‌خواهد «قلع ماده فساد» کند از جامعه؛ یعنی می‌خواهد گناه در جامعه انجام نشود. اصلًا غیر از این هم نیست. فرض کنید در باب شُرب خَمر، اگر نهی از منکر را به معنای رفع بدانیم نه دفع، آن‌وقت باید منتظر بنشینیم و ببینیم که این کسی که پیاله را در دستش گرفته است آیا یک جرعه می‌خورد یا نه؛ که اگر خورد به او بگوییم نخور! کدام عاقلی این حرف را می‌زند؟! اینکه در اسلام آمده است که نهی از منکر واجب است به این دلیل است که شارع


__________________________________________________
(1)- من در این جلسه بین دفع و رفع فرق می‌گذارم؛ ولی در بحث‌های بعدی عرض می‌کنم که حقیقت رفع هم برگشت به دفع می‌کند.

مجموعه قیام و انقلاب امام حسین تعاون، ص: 82

خواسته بگوید می‌خواهم از جامعه ماده فساد را قلع کنم و می‌خواهم اصلًا عصیانی واقع نشود، نه اینکه عصیان که واقع شد، بعد بروی و برطرفش کنی.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه