دیوان بینه رحمت در مراثی قتیل امت صفحه 115

صفحه 115

بینی بچشم خود اگر نعش علی اکبرافغان مکن خواهر

فرقش دو تا گردد به تیغ کین غَدّاری‌خواهر مکن زاری

گر دست عبّاسم عیان از تن جدا بینی‌از صبر ننشینی

نه اکبرم ماند نه سقَا و عَلمَداری‌خواهر مکن زاری

گر نعش قاسم را ببینی آرم از میدان‌بر سینه چون جانان

باید ز فریاد و فغان خود را نگهداری‌خواهر مکن زاری

گر حلق اصغر بنگری از تیر کین پاره‌خونش چو فوّاره

چون مادرش افغان کند باید تو نگذاری‌خواهر مکن زاری

چون بشنوی بانگ غریبی من از میدان‌زینب مکن افغان

تنها مرا بینی ندارم یاور و یاری‌خواهر مکن زاری

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه