دیوان بینه رحمت در مراثی قتیل امت صفحه 138

صفحه 138

بسینه حمل کرد او را چو جانش‌نهادش در میان کشته‌گانش

سپس گفت ایخدا زین قوم غدّاربدنیا یکنفر را زنده مگذار

بکُش یکسر همه این ظالمانراکه کشتندی ز من پیر و جوانرا

میامُرز این گروه فتنه‌جو راکه کُشتند این جوانان نکو را

پس آنگه رُوی بر آنکشته‌ها کردحقوق تسلیت از خود ادا کرد

بگفت ای اهل بیت و یاورانم‌برادرزاده عمّو زادگانم

شما را صبر باد از این مصیبت‌تحمّل آورید از جور امّت

پس از امروز خواری بر شما نیست‌ز دونان ناگواری بر شما نیست

بیارامید اندر باغ جنّت‌مرا باشد بلا و رنج و محنت


______________________________
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه