دیوان بینه رحمت در مراثی قتیل امت صفحه 201

صفحه 201

ای برادر من فدای آن لب عطشان توخواهرت قربان تو

من فدای آن دِلِ پُر غصّه و سوزان توخواهرت قربان تو

از چه کشتندی ترا ایشاه بی‌جُرم و سَبَب‌در کنارت سَر بُریدندی همَه یاران تو

ایشهید تشنه‌لب‌خواهرت قربان تو

از چه افکندند عُریان نعش پاکت بی‌کَفَن‌بر سَرَ افغان کنم یا بر تن عریان تو

گو چه شد آن پیرهن‌خواهرت قربان تو

خیز از جا ای برادر حال زار ما ببین‌نیست ما را محرمی جُز عابد نالان تو

روزگار ما ببین‌خواهرت قربان تو

خیمگاه ما زدند آتش سپاه بیحیاآه از این جور و جفا

دیوان بینه رحمت در مراثی قتیل امت و اهلبیت عصمت، ص: 107 در بدر گشتند در صحرا هَمه طفلان توخواهرت قربان تو

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه