دیوان بینه رحمت در مراثی قتیل امت صفحه 21

صفحه 21

آن کعبه بود قبله و خاک تو ز رتبت‌هم سبحه و هم مسجد و داروی شفا شد

او را شرف زمزم و عزّ تو فرات است‌هم برتر از او هم بهمه درد دوا شد

گر فضل مقام از اثر پای خلیل است‌آن مقتل توبه‌گه جُدا سر ز قفا شد

در حجر یکی هاجر و در خیمه گه توچندان حرمی هاجرش از جاریه‌ها شد

دارد اگر او سعی صفا مروه بَرِ مابین الحرمین تو به از مروه صفا شد

در سال یکی روز اگر کعبه بود فرض‌ده روز ترا سنّت دیدار روا شد

او فرض غنی باشد و یکمرتبه در عمرتو سنّت هر وقت و بهر شاه و گدا شد

ای کرببلا با همه فضل و مقامت‌جای اسف است این همه اندر تو جفا شد

دیوان بینه رحمت در مراثی قتیل امت و اهلبیت عصمت، ص: 18 بر روی تو خونهای جوانان چقدر ریخت‌گلهای چو نشکفته که پرپر به فلا شد

لبها و جگرهای چه پیران و صغیران‌از سوز عطش خشک و نواها بسما شد

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه