دیوان بینه رحمت در مراثی قتیل امت صفحه 242

صفحه 242

قافله در پیش چو کردی نزول‌بود بسرداری سبط رسول

همره او بود علی اکبری‌قاسم و عبّاسی و هم جعفری

حشمتی از کثرت انصار داشت‌خیمه و خرگاه و عَلَمدار داشت

لیک در این مرتبه بی‌یار بودقافله یکبار عزاردار بود

کرده همه رخت مصیبت بَبربا دل پُردرد همَه نوحه‌گر

میرسد از شام برنج و محن‌زینب بیچاره و یکمشت زن

همرهشان بی‌پدران یتیم‌داغ و الم تازه کنند و عظیم

دیده چو بر قبر شهیدان فتادغلغله در خیل یتیمان فتاد

آه چه بگذشت بر این قافله‌کرببلا یکسره شد ولوله

کیست که داند چه بزینب شدی‌رُوز بر دیده او شب شدی

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه