دیوان بینه رحمت در مراثی قتیل امت صفحه 321

صفحه 321

این خلیل آندم که بی‌یاور شدی‌بی علَمدار و علی اکبر شدی

بهر رحمت داد استنصار کردتا مگر یکتن برون از نار کرد

باز هم با آنجفا و جور بیش‌شد رضا کو را گذارندی بخویش

با عیالاتش رود زانسو بدریا رود بطحا و یا صوب دگر

این همی از رحمتش بودی بناس‌تا مگر گردند اندی حق‌شناس

بلکه رحمت شامل ایشان شودیا عذابی کمتر و آسان شود

ورنه بعد از نوجوانان رشیدکی هوای زندگی بودش امید

باز هم بین رحم و استغنای اوگاه استنصار بر قوم عدو

دیوان بینه رحمت در مراثی قتیل امت و اهلبیت عصمت، ص: 164 بُد مخاطب گرچه آنقوم لِئام‌لیک هَل مِن ناصر او بود عام

پس جوابش داد هر جنبنده‌ای‌بلکه هر کس بود حقه را بنده‌ای

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه