دیوان بینه رحمت در مراثی قتیل امت صفحه 61

صفحه 61

اگر که شاه توئی پس شهان گدایانندوگر امیر توئی هیچ امیر دیگر نیست

حریم و درگه عَز تو ملتجای همه‌شه و وزیر در اینجا ز بنده بهتر نیست

کدام امیر نه دستی بر التجا داردکدام شه بگدائی ستاده بر در نیست

خوشا کسی که نگیرد بجز تو شاه دگرچنین ولی و امیری بهفت کشور نیست

امیر من توئی ایجان من بقربانت‌مرا نظر بیزید و بشاه دیگر نیست

دل از حُسین چه گیرم که در همه عالم‌کسی بمرتبه او عدیل و همسر نیست

پس از حُسین چه حاجت بشاه دیگر هست‌که هیچ شه به از این شاه بنده‌پرور نیست

شهم بس است و امیرم بس است و مولا بس‌هر آنکه این نه بسش بود پاک گوهر نیست

نه بلکه بنده او را چه حاجت است بشاه‌غلام و بنده آنشه ز شاه کمتر نیست

جواد غیر حُسین بهر خویش شاه مگیرکه دُرُکون جُز او پادشاه دیگر نیست

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه