ای زمین، ای سنگدل صفحه 16

صفحه 16

دست خود را برد او سوی کمان

نعره اش گم شد میان آسمان

_ دشمن ما آی کوفیان، یَلی است

چون که در رگهای او خون علی است

آن چه او با زور بازو می کند

با زبانش نیز جادو می کند

آی مردانِ من ! اکنون بنگرید

اوّلین تیر از کمان من پرید

15: به میدان آمدن یاران امام

تیرها بی تاب جستند از کمان

غرق خون شد چشم های آسمان

آسمان خم شد ، به پایین خیره شد

ناگهان آهی کشید و تیره شد

باغی از گل بود و صدها داس تیز

لاله با فولاد و آهن در ستیز

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه