ای زمین، ای سنگدل صفحه 17

صفحه 17

یک به یک مردان به میدان آمدند

از تهِ دل ، از سرِ جان آمدند

جملگی آزاد همچون حُر شده

خالی از شک ، از حقیقت پر شده

16: به میدان آمدن قاسم

لاشخورها بر فراز سروها

تیر باران شد نماز سروها

_ آی « خولی » این رجزخوان گوکه کیست؟

_ قاسم است او ؛ این که تنها کودکی است

قاسم آمد ، بند کفشش باز بود

کودکی که بهترین سرباز بود

چهره اش پر نور ، همچون جدّ او

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه