ای زمین، ای سنگدل صفحه 19

صفحه 19

_ گفت : «ای بابا ! جوابم را بده

کاسه لبریز آبم را بده»

پر زد او چون شاپرک سوی پدر

باز شد لبهای خوشبوی پدر

غنچه ناز دهانش را مکید

شیره شیرین جانش را مکید

می چکید اکنون گلاب از آن دهان

حمله برد او سوی دشمن ناگهان

آنقدر جنگید تا جان داد او

مثل سروی بر زمین افتاد او

18: جانبازی علمدار کربلا از زبان دشمنان او

_ ای « حَکَم » ای کاش بی مادر شوی

وقت جنگیدن تو بی یاور شوی

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه