ای زمین، ای سنگدل صفحه 20

صفحه 20

هان کجا بودی تو ای کَفتارِ لنگ؟

ای که می گفتی منم شیر و پلنگ؟

آخرین همرزم ما عباس بود

ما گیاه و خنجر او داس بود

آمد او با اسب خود تا به فرات

مَشک هایش پر شد از آب فرات

ناگهان « زِید » از کمین بیرون جهید

از تن عباس جوی خون جهید

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه