ای زمین، ای سنگدل صفحه 3

صفحه 3

روزها آشفته و شبها خراب

همدم و همزاد او جام شراب

کربلا از لشکر دشمن پر است

این صدای نرم و آرامِ حُر است

2: گفتگوی حُ_ر با خویش

_ چشمهایم می زند سوسو چرا ؟

من در اینجا و حسین آن سو ، چرا ؟

در میان آتش و یخ مانده ام

باز من در حال برزخ مانده ام

هم زمین ، هم آسمان مهتابی است

قلب من اما پر از بی تابی است

ماه همچون کاسه ای لبریز خون

ناگهان در آسمان شد واژگون

_ آسمان مثل زمینِ جنگ بود

ابرها چون پنبه خون رنگ بود

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه