ای زمین، ای سنگدل صفحه 8

صفحه 8

7: گفتگوی حُ_ر و یک_ی از همرزمانش

_ ای رفیق ! اکنون یزید بن شراب

در میان خواب می بیند سراب

خوابهایش درهم و آشفته است

چون حسین بن علی، « نه » گفته است

فکرهایش درهم و قاطی شده

روز و شب مشغول الواطی شده

کینه آل علی در خون اوست

بهترین همراز او ، میمون اوست

_ آه ای حُر ! بس کن این پر چانگی

ما همه مرغیم ، مرغِ خانگی

سر بریده ، در عروسی ، در عزا

پخته ایم ، اما که در دیگ غذا

حرفها و فکرهایت بیخود است

کار مرغان ، جست و خیز و قُدقُد است

جای من که آسمانِ باز نیست

بال من شایسته پرواز نیست

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه