شخصیت شناسی عاشورا صفحه 118

صفحه 118

سوگند! حسین هرگز سر تسلیم فرود نمی آورد؛ زیرا جان پدرش علی در سینه ی اوست.(1)

سرانجام در جدال نیکی و پلیدی، نفس اماره بر ابن سعد چیره شد و درگیری با حسین علیه السلام را به طمع امارت ری پذیرفت. مسؤولیت شمر در این جنگ افزون بر نظارت بر حُسن اجرای فرمان ابن زیاد از سوی ابن سعد، امیری جناج چپ لشکر کوفه بود.(2)

پیش از آغاز جنگ، شمر در برابر خیمه گاه ابی عبداللّه علیه السلام آمد و فریاد زد:

فرزندان خواهر ما کجایند؟

منظور او، فرزندان ام البنین، مانند: عباس، جعفر، عبداللّه و عثمان بود که برادران امام حسین علیه السلام بودند و از طرف مادر با شمر هم قبیله ای به شمار می آمدند. این جوانمردان از خیمه ها بیرون آمدند و پاسخ دادند:

چه می خواهی؟ با ما چه کار داری؟

شمر گفت:

ای پسران خواهرم! شما در امانید. پس بیایید به ما بپیوندید.

آنان در پاسخ گفتند:

خدا، تو و امانت را لعنت کند. برای ما امان نامه آورده ای، در حالی که فرزند رسول خدا صلی الله علیه و آله


1- الارشاد، ج 2، ص 91؛ تاریخ الطبری، ج 5، ص 416؛ تجارب الامم، ج 2، ص 67.
2- تاریخ الطبری، ج 5، ص 422؛ اخبارالطوال، ص 256. شیخ مفید در الارشاد، ج 2، ص 91 بعد از آن که سخن ابن سعد با شمر ار می نویسد می گوید: «ابن سعد گفت من امیری لشکر را بر عهده می گیریم و تو ای شمر امیر پیاده نظام باش» و در ص 99 همان کتاب در ذکر وقایع عاشورا، می فرماید: «در سمت راست لشکر عمر بن سعد، عمرو بن حجاج امیر بود و در سمت چپ شمر بن ذی الجوشن فرماندهی می کرد، و عروه بن قیس نیز فرمانده سوارگان و شبث بن ربعی قسمت پیادگان را امیری می کرد».
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه