شخصیت شناسی عاشورا صفحه 140

صفحه 140

ای شعبی! بر تو باد که از زنان بنی تمیم بگیری؛ چون من آنان را خردمند یافته ام [این حرف بر اساس تجربه ی قضایی شریح بود].

پس از آن که شعبی، دلیل آن را جویا می شود، شریح دلایل خود را بیان می کند. شعبی به شریح می گوید:

حال که آنان را خردمند یافته ای، چرا خود از این قبیله، دختری را به زنی اختیار نمی کنی؟ من دختری را می شناسم که بسیار دختر خوبی است ... (و محاسن او را بر می شمارد).

برای این که شریح، دختر مورد نظر شعبی را ببیند، هر دو نزد او می روند و با اظهار تشنگی، از او آب می طلبند. هنگامی که دختر می خواهد از درون خانه، برای آنان آب بیاورد، شعبی به او می گوید:

شیر بیاور؛ زیرا این مرد همراه من غریب است.

پس از آشنایی مختصر، شریح از زینب بنت حُدیر التمیمیه خواستگاری می کند. هنگامی که عموی زینب می بیند شریح از عرب نیست و از کشور دیگری به حجاز آمده است، از او می پرسد:

اگر با زینب ازدواج کنی، تعهد می دهی که طلاقش ندهی؟

شریح نیز می پذیرد که او را طلاق ندهد. پس از آن با او ازدواج می کند.(1)

اسلام آوردنِ شریح

اسلام آوردنِ شریح

پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله پس از 13 سال تبلیغ دین خدا، از مکه به مدینه هجرت کرد و حکومت اسلامی را در شهر مدینه بنیان نهاد. هر چه از عمر اسلام می گذشت، افراد بیشتری مسلمان می شدند و به این آیین نوظهور می گرویدند. شکوه اسلام به جایی رسید که مردم از گوشه و کنار به مدینه می آمدند و به دست پیامبر، اسلام می آوردند. احمد بن علی ابّار ادعا می کند که شریح نیز یکی از آن افرادی بود که به دست پیامبر


1- عقد الفرید، ج 7، ص 100؛ قصص العرب، ج 2، 35 _ 37؛ الاغانی، ج 17 _ 18، ص 142.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه