شخصیت شناسی عاشورا صفحه 149

صفحه 149

لباس مردانه بپوشانید تا به مردان بپیوندد. همسر آن زن با تعجب گفت: این زن، دختر عموی من است، چگونه به مردان بپیوندد؟ حضرت فرمود:

همانا ما وارث پدر و مادرمان آدم و حواییم، مادرمان از دنده ی چپ آدم خلق شد. پس دنده ی مرد یکی کمتر از دنده ی زن است و دنده ی این زن به تعداد دنده ی مرد است نه زن.

شریح که از این ماجرا هنوز شگفت زده بود، به کمال علم علی علیه السلام اقرار کرد.(1)

هم چنین روزی حضرت علی علیه السلام در زمان حکومت خود، زره خود را در دست یک یهودی می بیند و آن را می شناسد. حضرت به یهودی می گوید:

این زره که در دست توست، از آن من است.

یهودی پاسخ می دهد:

من نمی دانم تو چه می گویی. زره مال من و در دست من است. اگر اعتراض داری، یک قاضی مسلمان باید میان من و تو حکم کند.

یهودی با آن که می دانست مدعی، خلیفه ی مسلمانان است، ولی هم چنان بر گفته ی خود پافشاری می کرد. هر دو نزد شریح، قاضی کوفه آمدند. شریح چون دید خلیفه ی مسلمانان برای دادخواهی آمده است، از جا برخاست. حضرت علی علیه السلام فرمود:

بنشین و قضاوت کن.

هنگامی که شریح برای قضاوت آماده شد، حضرت فرمود:

من زره خود را دست این مرد یهودی دیدم و شناختم و دانستم که از آنِ من است.

شریح به یهودی گفت:

تو چه می گویی؟

او گفت:


1- مناقب، ج 2، صص 417 _ 419. البته روایت از حیث سند و دلالت محل تامل است که باید در جای خود مورد بررسی قرار گیرد.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه