شخصیت شناسی عاشورا صفحه 154

صفحه 154

کرد؟ تو هم در جواب آنان بگویی: از بیم دیدار رب و فرار از قضا و قدر اسمی این کار را کرده ام. این شرمندگی چه شرمندگی بدی است ... .

پس از آن که شریح، نظر خود را درباره ی بریده شدن دست زیاد گفت، زیاد، گفته ی شریح را پذیرفت و به پزشکان گفت:

لازم نیست دستم را ببرید. من خود از این بیماری به سلامت می رهم.

البته چنین نشد و زیاد با درد فراوان که بر جانش سیطره انداخته بود، درگذشت. در این میان، مردم به ملامت شریح پرداختند که چرا زیاد را از درمان باز داشته است؛ زیرا اگر دستش را بریده بود، اینک مرگ به سراغش نمی آمد. شریح نیز در پاسخ سرزنش کنندگان با خشم می گفت:

زیاد با من مشورت کرد و خوب می دانید که مشاور امانت دار است. دوست داشتم که خداوند روزی، دست زیاد را و روز دیگر، پای او را و در روز بعد نیز دیگر اعضا و جوارحش را می برید.(1)

شریح و امام حسین علیه السلام

شریح و امام حسین علیه السلام

چنانچه در قبل توضیح دادیم، با ورود مسلم بن عقیل به کوفه، عبیداللّه بن زیاد، به عنوان حکمران کوفه برگزیده شد، وی ابتدا کلیه کسانی که با مسلم همراهی کرده و او را مدد رسانده بودند شناسایی نمود. هانی بن عروه که مسلم در منزل وی مخفی شده بود نیز مورد غضب عبیداللّه قرار گرفت و در یکی از اتاق های کاخ کوفه زندانی گردید.

هنگامی که قبیله ی هانی از این ماجرا آگاه شدند، در اطراف دارالاماره گرد آمدند و فریاد زدند که: هانی را آزاد کنید وگرنه با شمشیرهای آخته ی ما روبه رو می شوید. ابن


1- الغارات، ج 1، ص 122؛ البدایه والنهایه، ج 9، صص 29 _ 33؛ سیر اعلام النبلاء، ج 4، صص 100 _ 106.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه